برچسب: نامردمی

جدی‌های مضحک و مضحک‌های جدی

«ترس»

غروب

واقعیتش این است که من ترس‌های متنوعی دارم، اگر بخواهم دسته‌بندی کنم در یک حالت کلی می‌شود ترس‌های مضحک و ترس‌های جدی! ترس‌های مضحک معمولاً مربوط به موضوعات جدی می‌شوند، اتفاقاتی که هنوز نیفتاده‌اند، مثلاً اگر من بمیرم بچه‌ها چه می‌شوند، یا اگر شغلم را از دست بدهم اجاره‌خانه و قسط‌های بانک را از کجا بیاورم بدهم یا اگر فلان مریضی را بگیرم چه می‌شود… خود این موضوعات مسلماً مضحک نیستند اما اینکه برای اتفاقی که هنوز نیفتاده است و احتمال وقوع آن هم تنها ٥٠ درصد است بترسی، کمی خنده‌دار به نظر می‌رسد.

ترس‌های جدی هم مربوط می‌شود به ترس از انواع حیوانات جاندار و بیجان! مثل موش و سوسک و کرم و عنکبوت که ماهیتشان ترسناک است، چه زنده باشند و چه مرده! در واقع بعد از تفکر عمیق در مورد موضوع این هفته به این نتیجه رسیدم که من حتی از گنجشک و سگ و گربه و اسب و هر نوع موجود زنده‌ای هم می‌ترسم! در واقع این ترس‌ها همان اندازه که جدی هستند مضحک هم هستند! و گمان می‌کنم که نباید بیشتر به این موضوع فکر کنم زیرا ترس از جانداران برای من، تنها مختص «حیات وحش» و «حیات اهل» نیست! و شامل موجودات انسان‌نما هم می‌شود.

و اگر با خودم منصف باشم، می‌شود گفت ترس واقعی من، ترس از موجودات دو پایی است که قدرت فکر دارند، می‌توانند نقشه بکشند، در چشمهایت زل بزنند و در حالیکه لبخندی بر لب دارند خنجر را از پشت در سینه‌ات فرو ببرند. آری، جدی‌ترین ترس از نظر من، ترس از آدم‌هاست! نازنین‌های مهربانی که با اندک چرخشی در شرایط می‌توانند به ترسناک‌ترین پدیده‌ها تبدیل شوند.