کارگر

«تن‎فروشی»

نیمه‌شب

چی!! چه‌قدر وقیح. چه زشت! بی‌تربیت و بی‌حیا. جلف و سبک! این‌ها فکرهای خیلی خیلی قدیمی من درباره تن‌فروش‌هاست. به‌خصوص در ابتدای نوجوانی. چون به طور کلی هر چی مربوط به رابطه جنسی خارج از عرف بود به نظرم زشت بود. این چیزی بود که اطرافم دیده و یاد گرفته بودم. اصلا هرچی که به هر شکلی مربوط به سکس بود یه مقوله هیس هیس یواش یواش بود! اون وقت با همچین نگاهی یهو بفهمی کسانی هستن که تن‌فروشی می‌کنن؟! یعنی همچین موجودات جسور و وقیحی هم وجود دارند؟ چه‌قدر بی‌ادب هستن! باورش سخت بود. یا فکر می‌کردم این‌ها کسایی هستند که این کار رو از روی علاقه فقط انجام می‌دن. انگار تنها چیزی که به فکرم نمی‌رسید این‌که این بیچاره‌ها از سر فقر و نیاز به این وضع رو آوردن. انگار که از وضع‌شون خیلی هم خوشحال باشن.

فاحشه و روسپی، این کلمه‌ها رو مثل همه چیزهای دیگه توی کتاب‌ها کشف کردم. البته اولش اصلا نفهمیدم چی هست. بچه بودم و توی یه کتاب داستانی از یه زن روسپی و پسرک چشم آبی بود. من گفتم آها اشتباه چاپیه! این زن اهل روسیه‌ست و تا آخر داستان زن روسی خوندمش. مسلما هیچی هم از داستان دستگیرم نشد. فاحشه هم همین‌طور، به‌خیالم به آدم بی‌ادبی که همش فحش می‌ده می‌گفتن. گذشت تا فهمیدم این‌ها القابی‌ست که به زن‌های تن‌فروش می‌دن. بعد هم تو ذهنم جا افتاد این‌ها زن‌های بد هستند چون کار بدی می‌کنن.

از اون‌جایی که همچنان خوره کتاب و مجله بودم و شروع به خوندن ماهنامه‌های ادبی و فرهنگی کرده بودم با یه بحث جدید روبه رو شدم. این‌که چرا همیشه حرف از زنان‌خیابانی می‌شه و چرا اون‌ور قضیه نادیده گرفته می‌شه. واقعا تا اون روز به فکر کوچیک من هم نرسیده بود، هر کدوم از این زن‌ها با ده‌ها مشتری مرد روبه رو بودن. یه زن بود و هزار مرد. ولی مردها کجای این داستانن. چرا بدنام نشدن. چرا مرد خیابانی نشنیدیم. مرد بد، مرد هرزه، مرد فاحشه و مرتیکه خراب نشنیدیم. همه این صفت‌ها همیشه به زن داستان چسبیده. انگار نه انگار که اگه این زن مشتری نداشته باشه دیگه زن بد نیست.

امروز روز می‌بینم که لغت بهتری برای این قشر در نظر گرفتن، کارگر جنسی. بدنش در مقابل پول. چه زن باشه چه مرد باشه. دیگه قرار نیست با القاب زشت و توهین ‌آمیز به کسی که نمی‌دونم به کدوم دلیلی تن نازنینش رو می‌سپاره به دست‌های زمخت و حریص غریبه فحاشی کنم یا به چشم تحقیر نگاه کنم. در مورد تن‌فروش‌هایی که از سر اجبار یا فقر این‌ کار رو انتخاب نکردن و احیانا از روی علاقه بوده، نه اطلاعی دارم و نه نظری. فعلا فقط می‌تونم تعجب کنم اگه بفهمم همچین چیزی هم وجود داره.

2 نظر برای “کارگر

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.