قدم به قدم

«تکنولوژی»

عصر

شاید دوست نداشته باشیم بنده تکنولوژی باشیم. یا بترسیم از این‌که با انواع وسایل و برنامه‌های پیشرفته دائم تحت کنترل باشیم. من خودم از تصویری که فیلم‌های علمی تخیلی از آینده نشون می‌دن خیلی بدم می‌آد. همه‌اش ماشین و ربات و کنترل‌ همه‌چیز از همه‌جا. انگار که از هیچ‌جا راه در رو نداشته باشی. به‌نظرم بشر توی همچین جهانی مثل یه زندانیه. من که نمی‌پسندمش.

ولی با همه این دوست نداشتن‌ها، یه نگاه به زندگی امروزم می‌اندازم و می‌بینم انگار همین الان هم راه فرار ندارم. توی جز به جز زندگیمون رسوخ کرده و به بودنش عادت کردیم، جوری که شاید متوجه‌اش نیستیم یا فکر می‌کنیم حضورش کم‌رنگه. همین الان هم غرق هستیم  و تحت کنترلش. هر چند عادت داریم زندگی‌های آینده رو خیلی رباتیک و هوشمند تصور کنیم ولی خوب که دقت کنیم الانم تو همون دنیا هستیم به نسبت چند سال قبل و زمان مادربزرگ‌هامون، دنیایی که همه چی با یه کلیک کار میکنه.

صبح بعد از چشم باز کردن با زنگ ساعت موبایل، دمای هوا و پیش‌بینی هوا در طول روز رو چک می‌کنم. یه سر به گل‌هام می‌زنم و اگه جوونه جدید داشته باشند با دوربین گوشیم ازشون عکاسی می‌کنم و با یه اپ شناسایی گیاهان اطلاعات لازم رو درباره‌اش بدست می‌آرم. با یه فشار به دکمه‌های کتری برقی و ماکروفر و توستر صبحانه خیلی زود حاضر می‌شه و روز شروع. بعدش هم هر حرکتی توی طول روز به مدد تکنولوژی انجام می‌شه. از ساده‌ترین نوع تا پیشرفته‌ترینش که البته نمی‌دونم وقتی می‌گم ساده‌ترین آیا منظورم برقه؟ همون که اگه همین الان به صورت سراسری قطع بشه ممکنه کارمون به انقراض بکشه از فرط وابستگی! زیاد ساده به نظر نمیاد. خلاصه که با همین برق ساده خونه گرم، روشن، سرپاست و امنیت و نظمش برقراره.

 در رو می‌بندیم که بزنیم بیرون از خونه و اینجا هم به کمک ریموت کنترل‌ها و چشمی‌ها و دوربین‌ها درها باز و بسته و مسیرها روشن و فضاها امن می‌شن. شبیه کارتون‌های علمی‌تخیلی زمان بچگیمون نیست؟ ولی این خود ماییم توی یه زندگی روزمره و خیلی معمولی که بهش عادت کردیم. بیرون از خونه برای ورود به هرجایی کارت‌های مخصوصی هست که زمان ورود و خروجت رو کنترل کنه، اونم بدون حضور هیچ متصدی. دوربین‌ها یا چشمی‌ها حضورت رو تشخیص می‌دن، راهت رو می‌بندن مشخصاتت رو ثبت می‌کنن، کارت ورود رو تحولیت می‌دن و می‌گذارن حرکت کنی و بعدتر هم همین‌طور موقع خروج. اینم کارتون علمی‌تخیلی نیست و می‌تونه هر فروشگاه یا ساختمان اداری باشه.

این‌ که چند درصد کارهامون رو در طول روز با اینترنت و موبایل انجام می‌دیم هم نشان از نفوذش به لایه‌های مختلف زندگیمونه، جوری که نه حواسمون بهش هست و نه در برابرش مقاومت می‌کنیم اتفاقا خیلی هم دوست داریم به‌ روز باشیم و از برنامه‌های جدیدتر و متناسب با نیازمون و سبک زندگیمون استقبال می‌کنیم. خلاصه همین‌طور قدم به قدم تکنولوژی جلو اومده و وارد زندگی و کار و رابطه‌هامون شده، باز هم پیشرفته‌تر می‌شه و ما باز هم ازش استقبال می‌کنیم و وابسته‌اش می‌شیم و بعد هم از این‌که نوه نتیجه‌هامون قراره چه آینده عجیبی داشته باشن تعجب می‌کنیم، همون طور که مادربزرگمون به زندگی امروز ما با تعجب نگاه می‌کنه.