تصمیم با خودمونه

«تکنولوژی»

شبانگاه

یادمه یک زمانی وقتی وسیله‌ای می‌خریدیم که توی زمان خودش خیلی تکنولوژی‌دار و پیشرفته محسوب می‌شد، می‌گفتیم که میره سر کوچه نون هم می‌خره! یعنی دیگه نهایتش.

راستش من پیشرفت تکنولوژی رو دوست دارم، برام خیلی هیجان‌انگیزه، دیدن وسایلی که با فشار دادن یک دکمه یا تنظیم کردن برنامه‌ش، هزار و یکی کار انجام میدن خیلی لذت‌بخشه. مثلا چند ماه پیش ترازویی گرفتم که حتی تا مقدار آب و استخوان بدنم رو می‌گفت و باور می‌کنید من تا مدت‌ها به عشقش از خواب بیدار می‌شدم و بعد از کار به خونه بر می‌گشتم؟! یا ساعتی داشتم که دستبند سلامتی بود و باز از داشتنش و استفاده کردنش لذت می بردم. یک چیزی هم این وسط بگم، چند ماه پیش خونه‌ دوستی رفتم که خوره‌ اپ و تکنولوژیه، خونه‌ش انقدر با وسایل پیشرفته و مختلف پر شده بود که من با دهان باز به همه چی نگاه می‌کردم و هنوز هم بهش فکر می‌کنم که کاش اون خونه رو من داشتم! و خب این باعث میشه سعی کنم بیشتر کار کنم، پول‌هام رو جمع کنم و کمی از آن چیزها رو بخرم، و این میشه شگرد تولید کننده‌ها، چون مثلا من از نون شبم می‌زنم تا به اون برسم! این خوب نیست!

حالا برسیم به اون قسمت ترسناکش، خیلی وقتا به این فکر می‌کنم که تحت نظرم! یکی داره به حرف‌هام گوش میده، یکی داره رصدم می‌کنه، اینکه کجاها میرم، مثلا همین ساعتی که انقدر دوستش دارم، با خودم می‌گم نکنه مو به مو نشون میده که من تا کجاها می‌رم و چیا می‌گم و چه کارا که نمی‌کنم؟! گاهی وقتا وقتی جایی باید برم که نباید، از ساعت و موبایل و هر وسیله‌ای که احساس می‌کنم توش پیشرفت تکنولوژی دخیله دوری می‌کنم و خونه جاش می‌ذارم و مثل انسان اولیه حرکت می‌کنم! گاهی وقتا، وقتی از چیزی صحبت می‌کنم با همسرم، مثلا از فلان سریالی که چقدر دوست دارم ببینمش و تعریفش رو زیاد شنیدم، بعدتر می‌بینم تبلیغش توی گوگل آمده یا توی فیس‌بوکم نمایش داده میشه و من می‌گرخم و توهم توطئه بهم دست میده! این باعث میشه از خیلی چیزا هم لذت نبرم.

اما با همه‌ اینا دوستش دارم، کفه‌ ترازوی لذت‌برم از کفه توطئه‌گرم سنگین‌تره، اینکه انقدر تکنولوژی پیشرفت کرده که می‌تونم دوستم رو توی امریکا ببینم و باهاش توی شهر قدم بزنم، اینکه می‌تونم گوشیم رو با بلوتوث به اسپیکر وصل کنم و توی کلاس‌هام حرکت کنم.