انواع تعارف

«تعارف»

نویسنده مهمان: راوی

تعارف یکی از جنبه‌های پررنگ فرهنگ ایرانی‌هاست. در این حد که یکی از روش‌های شناسایی ما ایرانی‌ها در خارج از کشور همین تعارفی بودنمان است. به عنوان مثال یک ایرانی هنگام عبور از در و دروازه قطعا یک بفرما به بغل دستیش می‌زند و از این جهت متفاوت از سایر اقوام و ملل رفتار می‌کند. اصلا روایت داریم: «از ما نیست کسی که از در بگذرد در حالی که برادر مومنش را چند بار به سمت در هل نداده باشد!»

در همین رابطه ایرج میرزا با همان ادبیاتِ کافدارِ مخصوص خودش می فرماید:
يارب اين عادت چه مي باشد كه اهل مُلک ما
گاهِ بيرون رفتن از مجلس، زِ دَر رم می‌كنند
جمله بنشينند با هم خوب و برخيزند خوش
چون به پيشِ در رسند ،از يكدگر رم می‌كنند

این مسئله بهقدری در ایرانی‌ها مشترک و نهادینه است که مطمئنم در DNA هرکدام از ما یک رشته «پلی نوکلئوتید» اختصاصی در مورد «تعارف عبور از دروازه» وجود دارد. تعارف البته به سه دسته اصلی تقسیم می‌شود:

  • تعارف‌های واقعی
  • تعارف‌های شاه‌عبدالعظیمی
  • تعارف‌های مامانِ من

یک – تعارف واقعی همانطور که از اسمش مشخص است، به رسم ادب و با نیتِ برآورده کردن از سوی شخص تعارف‌کننده بیان می‌شود. به عبارت دیگر در «تعارف واقعی» اگر مورد تعارف را قبول کنید‌، شخص تعارف‌کننده خوشحال می‌شود‌. مثال می‌زنم، مثلا شما پنج تا نان سنگک خریده‌اید، سر راه دختر همسایه‌تان را می‌بینید، به او تعارف می‌کنید که یکی از نان‌ها را بردارد:
– بردارید!
+ خیلی ممنون!
– بردارید، تازه‌س.
+ مرسی، کم نیاد یک وقت؟
– نه، کم هم بیاد نونوایی خلوته، میرم دوباره می‌گیرم.
+ پس من با اجازه یکی برمی‌دارم.
– بیشتر بردارید، زیاده.
+ نه مرسی، کافیه.
و این دیالوگ جذاب تا وقتی که مخ دختر همسایه تیلیت نشده است ادامه خواهد داشت*.

دو – «تعارف شاه‌عبدالعظیمی» تعارفی دکوری است که صرفا جهت تزئین مکالمات روزمره استفاده می‌شود و تعارف‌کننده در واقع قصد ندارد موضوع مطرح‌شده را عملی کند‌؛ شما هم بهتر است این مسئله را درک کنید‌. قبول تعارف شاه‌عبدالعظیمی در اغلب موارد آخر و عاقبت خوشی ندارد. مثال می‌زنم‌، مثلا شما پنج تا نان سنگک خریده‌اید، سر راه پسر همسایه‌تان را می‌بینید‌، به او تعارف می‌کنید که یکی از نان‌ها را بردارد:
– بفرما.
+ خیلی ممنون!
– خداحافظ.
+ وایسا یه کم وردارم.
-ورندار، کمه!
+ یه ذره!
– دستِ خر کوتاه!
و این دیالوگ جذاب هم معمولا با احوالپرسیِ نامتعارفی از عمه یکدیگر، توسط طرفین به پایان می‌رسد.

و اما نوع سوم تعارف که به «تعارف‌های مامانِ من» معروف است. مثال می‌زنم. مثلا شما پنج تا نان سنگک خریده‌اید، سر راه عروس خاله همسایه‌تان را می‌بینید (همینقدر دور، همینقدر بی‌ربط) به او تعارف می‌کنید که یکی از نان‌ها را بردارد:
– بفرمایید نون تازه.
+ ممنونم، صرف شده.
– بردارید تو رو خدا.
+ مرسی نوش جان.
– نکنه ما رو دوست ندارید که برنمی‌دارید؟
+ خواهش می‌کنم، این چه حرفیه، با اجازه‌تون یه تیکه می‌کنم.
– این چیه آخه؟ می‌خواید بگید نونِ ما خوردن نداره؟
+ ای بابا، چه فرمایشا می‌فرمایین، حالا که اصرار می‌کنین یه دونه برمی‌دارم.
– یه دونه؟ می‌ترسی بیشتر ورداری ما نون نداشته باشیم بخوریم‌؟
+ نفرمایید‌، نمک‌پروده‌ایم ، پس یکی دیگه هم برمی‌دارم.
– دوتا؟ تو رو خدا بیشتر وردار، بذار به دلم بچسبه، حرفمو زمین ننداز، خارم نکن.
+ چشم، سه تا ورمی‌دارم.
– به روح مادرم اگر چهارمی رو ورنداری ناراحت می‌شم.
+ باشه.
– به خدا اگه این آخریو اگه ورنداری انگار تف کردی تو روح مرده و زنده‌م!
+ چشم.
– یه چیزی می‌گم، نه بگی دیگه اسمتم نمیارم، وایسا برم پنج تا نون دیگه بگیرم بیارم برات.
+ [به دوربین زل می‌زند!]
– اصلا بیا بریم خونه ما تا من بر می‌گردم از نونوایی.
+ [به دوربین زل می‌زند!]
– چیه؟ لابد ما قابل نیستیم! کسر شانتون میشه با ما برگردید؟
+ [به دوربین زل می‌زند!]
و این دیالوگ جذاب معمولا پایانی ندارد تا زمانی که من یا برادرم دستمال آغشته به کلروفرم را زیر بینی مادر بگیریم و موقتا خاموشش کنیم. بیان تجربیات تلخ ناشی از تعارف‌های مادرم در حوصله این نوشتار نیست، لیکن هر بار که مادر شروع به تعارف می‌کند تا همه را زخم نکند بی‌خیال نمی‌شود.

تعارف اگر چه از نظر عموم افراد جامعه نشانه ادب و احترام می‌باشد اما در موارد بسیاری دست‌و‌پاگیر و مانع روابط نزدیک و صمیمانه محسوب می‌شود. به شخصه تعارف را به رسم ادب و احترام و در حد متعارف آن که نه خودم و نه طرف مقابل را به دردسر بیاندازد می‌پسندم. لیکن از آنجایی که فرهنگ ما فرهنگِ افراط و تفریط است، در بیشتر مواقع مرزهای مذکور رعایت نمی‌شوند و به همین دلیل مراودات اجتماعی ما ایرانی‌ها اغلب متاثر از این خصلت رفتاریمان است.

 

.

* طرز فکر نگارنده: وای چه نون های تازه‌ای، بیا با هم ازدواج کنیم.

 

Advertisements

1 نظر برای “انواع تعارف

  1. دسته‌بندی تعارفات عالی بود، علی الخصوص قسمت مادر. کمابیش مامانای همه این‌طور هستند؛ اما این مامان شاهکار بود، شاهکار.
    با قسمت آخر کاملا موافقم. دنیای بی‌تعارف هم دنیای قشنگی نیست، اما هرچیزی به‌انداره‌ش قشنگه مثلا همینکه راننده‌ی ماشین و صاحب مغازه، الکی میگن قابل نداره! یه کمی دنیارو از خشکی و مکانیکی بودن در میاره و اصلا بد نیست، اما امان از وقتی که دیگه میفتیم رو دور تعارف و نمی‌تونیم تمومش کنیم مگر اینکه یکی از بیرون بیاد با گلوله دو طرف رو بزنه و خلاص کنه⁦:-)⁩

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.