هوسونه

«ویار حاملگی»

شامگاه

ما که دیگه هرکاری فکر می‌کردیم لازم‌ است انجام دادیم و تجربه‌ها اندوختیم و به این نتیجه رسیدیم کارهایی که نکردیم در زندگی هم حالا حالاها نمی‌توانیم انجام‌ بدهیم چون یا پولش را نداریم یا شجاعتش را، تصمیم‌ گرفتیم بچه‌دار بشویم. با توجه به شناختی که از خودم داشتم مطمئن‌ بودم یکی از خوشمزه‌ترین ویارهای عالم را خواهم‌ گرفت. من عاشق خوردن! از تهوع‌ها هم باکی نبود. بالاخره یک کاری می‌کردم.

ویار در لغت بمعنای اشتیاق و میل شدید است. اما ویار بارداری این ترکیب کوچک از آش شله‌قلمکار حاملگی که هیچکس نمی‌تواند دلیل منطقی برای به وجود آمدنش بیاورد. بعضی‌ها می‌گویند به‌خاطر تغییرات هورمونی است، بعضی‌ها می‌گویند واکنش طبیعی بدن به کمبودهایی که دارد. اما هرچه که هست چیز غریبی است. اگر در شبکه‌ اینترنت جستجو کنید عکس‌هایی می‌بینید از زنان شادی که در حالی که چشم‌هایشان برق می‌زند در دست چپ یک تکه کیک لایه‌لایه و در دست راست هم یک ظرف شیرینی‌های ظریف خانگی دارند. یا عکس محبوب من که زن ظریف حامله‌ای جلوی یک سینی پر از همبرگر  نشسته است و نمی‌داند از کدام شروع کند. آه اگر می‌شد!

هر چه به ماه سوم نزدیکتر می‌شدیم انتظار ظهور ویار سخت‌تر می‌شد و داستان‌هایی که می‌شنیدم ترسناک‌تر. داستان زنانی که به خوردن خاک ویار داشتند یا یک مورد کسی که عاشق بوی مرغداری شده‌ بود. اولین علایم ویار وقتی بود که در یکی از همبرگری‌های محبوبم یک قارچ‌برگر خیلی کوچولو سفارش دادم‌. بوی همبرگر گریل شده ترشح بزاقم را دو برابر کرده‌ بود. بی‌صبرانه منتظر بود نان نرم و گرم ساندویچ را در دستانم بگیرم. همبرگر آمد. یک گاز بزرگ. چشمانم را بسته‌ بودم تا لذت دو چندان ببرم از طعمش. اما یک‌ چیزی درست نبود. انگار داشتم فویل‌ آلومینیومی می‌جویدم. چشم‌هایم را باز کردم و گوشت صورتی داخل همبرگر را جلوی خودم دیدم. تمام. حتی الان با اینکه سال‌ها می‌گذرد هنوز نتوانسته‌ام برگردم و آنجا چیزی بخوردم.

در نهایت بدون اینکه خودم بفهمم آمد. خیلی ظریف خودش را در زندگیمان جا داد. اصلا حواسمان نبود تا این که یک روز همراهم پرسید که آیا از بیرون چیزی می‎‌خواهم یا نه. گفتم بهتر است گل‌کلم بخرد چون نداریم. با تعجب نگاهم کرد و گفت پس گل‌کلمی که دیروز خریدم چه شد؟… بله! بین تمام‌شیرینی‌جات و ترشیجات و مواد نمکی خوشمزه من ویار گل‌کلم و کلم‌بروکلی کردم و تا آخر ماه ششم عاشقانه خام، همراه با ماست یا تنها و گاهی پخته با کمی کره یا هویج می‌خوردمش.

Advertisements