نون تست

«ویار حاملگی»

غروب

ویار حاملگی هم از اون موضوعاتی هست که دو بعد متضاد طبیعت آدمی رو همزمان مجسم می‌کنه. هم توش می‌بینی که ما آدم‌ها چقدر به هم شباهت داریم و چقدر به هم نزدیکیم، و هم می‌بینی که چقدر می‌تونیم از هم دور و متفاوت باشیم.

همزمان با بارداری من، یکی از دوستانم هم باردار بود. ویار شدید و وحشتناکی داشت که چند بار کارش رو به بستری کشوند. از شدت ویار نمی‌تونست هیچی بخوره حتی آب، و با اینکه هیچی نمی‌خورد از شدت و تعدد استفراغ تمام مخاط مری زخم شده بود و خون بالا می‌آورد. من هیچ ویاری نداشتم به جز ویار به بوی نون تست شده که به نظرم بدیع‌ترین‌ نوع ویار بود. بوش شدیدا حالم رو بد می‌کرد و در اون مدت ورودش به خونه ما ممنوع بود. هیچ چیز دیگه‌ای آزارم‌ نمی‌داد. هنوز هم بعد از گذشت سال‌ها برام سواله که چطور تنها چیزی که من بهش حساسیت داشتم و‌ بوش اذیتم می‌کرد نون تست شده بوده!

من و دوستم اون‌قدر از همه نظر از جمله ظاهر به هم شبیه بودیم که بارها ازمون سوال شده بود خواهر، یا دوقلو هستیم یا نه؟ خیلی وقت‌‌ها که تو زمان بارداری کنار هم راه می‌رفتیم نگاه‌ها به سمت ما برمی‌گشت. با این وجود تجربه بارداری‌مون هیچ شباهتی به هم نداشت. در همون زمان یک شخصیت خیلی سرشناس بین‌المللی هم باردار بود. آدمی که هیچ جوری هیچ شباهتی به ما نداشت و جهان‌هامون به اندازه فاصله مشرق و مغرب از هم دور بود، شاید هم بیشتر. ولی در کمال تعجب، ویار بارداری‌ اون ‌شخصیت عین دوست من بود! همون تجربه و همون مشخصات. وقتی ما و فرد دیگری در برهه‌ای به این مهمی از زندگی، یک نوع تجربه داریم، خیلی به هم نزدیک میشیم.

خلاصه من هنوز فکر می‌کنم ما آدم‌ها، هم از هم خیلی دوریم و هم خیلی نزدیک.

Advertisements