قطره قطره‌ها

«وسواس»

نیمروز

از وسواس فقط تعریفش رو شنیده بودم. یعنی شرحش رو، وگرنه که چیز تعریفی نیست. هیچوقت آدمی درگیر این قضیه از نزدیک ندیده بودم. نهایتش فکر می‌کردم یه نفر که از صبح تا شب همه وسیله‌های خونه رو داره می‌شوره. مثل یکی از همکارهای مامان که در وصف وسواس و تمیزیش گفته بودن میشه روی پله‌های خونه‌ش ماست و خیار بریزی و بخوری. نمی‌دونم چرا ماست‌ و خیار حالا.

از دوران پر خاطره دانشجویی یکیش هم خاطره یه هم‌اتاقی وسواسیه. وسواس به هر قطره آب و هر نم روی هر پارچه‌ای و هر آدمی که با دست خیس از کنارش رد می‌شد. با این وضع اصلا آرامش نداشت. می‌رفت دستشویی با دست خیس می‌اومد بیرون تا برسه به حوله، تو این مسیر اگه دستش‌ به کسی یا چیزی می‌خورد، برمی‌گشت دستشو آب می‌کشید دوباره. یا فرض کن توی روز بارانی می‌خواست سوار تاکسی بشه. در خیس تاکسی رو با گوشه لباسش می‌گرفت و سوار می‌شد. موقع نشستن هم لباسشو که نم بارون داشت از زیرش جمع می‌کرد که اون نم به صندلی تاکسی برخورد نکنه و ناپاکی‌ها به لباسش نچسبه.

یه بار موقع آشپزی متوجه شد نک انگشتش بریده و اندازه یه قطره خون هم اومده بود. گفت ای داد‌ بی‌داد و گشت ببینه کجاها رو در اون حین دست زده بوده و آلوده به خون کرده که حالا باید آبکشی کنه. من که هیچ درک نمی‌کردم یک قطره خون نک انگشت آنقدر واویلا داشته باشه و فقط ناظر بودم. برداشت یه شلنگ آورد وصل کرد به شیر آب و گرفت روی اون قسمتی از اجاق گاز که بهش دست آلوده زده بود. البته هیچ خونی اونجا دیده نمی‌شد ولی چون با انگشت خونی به اون گاز دست زده بود، می‌دونست که باید پاکش کنه. آخرش که گفتم چرا آنقدر آب بازی میک‌نی، با تعجب فراوان گفت یعنی چی؟ یعنی تو نمی‌دونی نجاست رو باید با آب کُر پاک کرد؟

یه مدل وسواس دیگه هم یادم اومد که دیدم. شاید اسمش وسواس ذهنی باشه نمی‌دونم، چون طرف همش ذهنش در حالا شک کردن بودن. ولی در حال اینجور بود که وقتی می‌خواست از خونه بره بیرون همه چیز رو چک می‌کرد، که این کار رو منم می‌کنم، ولی وسواسش اونجا بود که وقتی در خونه رو می‌بست شک می‌افتاد تو دلش. دوباره در رو باز می‌کرد برق رو چک می‌کرد و در رو می‌بست. می‌رفت سوار ماشین می‌شد دوباره پیاده می‌شد برمی‌گشت گاز رو چک می‌کرد و می‌رفت، دوباره برمی‌گشت این دفعه در خونه رو چک می‌کرد. هی رفت و برگشت و رفت و برگشت.

نمی‌دونم چه مدل وسواسی از همه آزار‌دهنده‌تره. ذهنی، رفتاری، آب و آبکشی یا هرچی، در هر حال همشون اطرافیان اون فرد وسواسی رو درگیر می‌کنه و روابط رو سخت و پیچیده می‌کنه.