بچه‌دزد

«کابوس»

سپیده‌دم

نمی‌دانم شما هم که بچه بودید، با شخصیتی به نام «بچه‌دزد» آشنایتان کرده بودند؟ بچه‌دزد موجودی بود که بچه‌ها را می‌دزدید. من هرکاری که انجام می‌دادم و خلاف میل والدینم بود با این جمله مواجه می‌شدم که «بچه دزد میاد می‌بردت» اینکه بچه دزد چه شکلی هست و بعد از اینکه بچه‌ها را دزدید چه چیزی در انتظار بچه‌هاست، از موضوعاتی بود که به تخیل خودم واگذار شده بود.

حدود شش سالگی، من علاقه شدیدی به خودکار، ماژیک، آبرنگ و گواش داشتم و روزهای متمادی بعد از مهدکودک کارم این بود که گوشه‌ای از حیاط کاغذها و روزنامه و در انتها دست‌های خودم را رنگ کنم. چند بار مادرم به من تذکر داد که دست‌هایت را کثیف نکن و بعد از بازی دست‌هایت را بشور و من هم سرسختانه با شستن دست‌هایم مخالفت می‌کردم و تا چند ساعت جای نقش‌هایی که کشیده بودم روی دستم می‌ماند تا اینکه یک روز با این جمله مواجه شدم که «بچه‌دزدها، کثیفی روی دست بچه‌ها را یک علامت می‌دانند و هرکجا بچه‌ای با این علامت بدانند، به سرعت و بدون رحم کردن بچه را می‌دزدند.»

همین جمله باعث شد تا من وحشتناک‌ترین کابوس زندگی‌ام را ببینم و هنوز با حدود گذر سی سال از آن روزها من باز هم در مواقعی که استرس دارم و اوضاع روحی و روانی‌ام به هم ریخته است آن کابوس را می‌بینم. در کابوسم موجودی که نیمه‌ پایین بدنش، کانگورو و نیمه‌ی بالایی بدنش مرد است، می‌آید جلوی در خانه‌ای که من کودکی‌ام در آن سپری شده از روی در می‌پرد وارد حیاط می‌شود و من را که در حال بازی هستم می‌بیند، جلو می‌آید لبخند کریهی می‌زند، خط‌خطی‌های روی دستم را می‌بیند و با یک دست من را داخل کیسه‌ کانگورویی‌اش می‌اندازد، داخل کیسه صدها بچه‌ دیگر نیز هستند که گریه‌کنان مامان‌هایشان را می‌خواهند و روی دست‌های‌شان خط خطی است.

2 نظر برای “بچه‌دزد

  1. بله بسیار ترسناک است و هولناک تر این است که در میانسالی هم هنوز این خواب را ببینی. «بچه دزد» با من بزرگ شده است.

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.