طربنامه

«به مناسبت دو ساله شدن وبلاگ»

عصر

منتظرم اسمم بره سر در وبلاگ، ذوق دارم زودتر به دوستام بگم برین زنان رقصنده رو بخونین، من اونجا می‌نویسم. خوشحالم. همیشه نوشتن حال منو بهتر کرده. خیلی قبل‌تر برای خودم وبلاگ داشتم، با اسم مستعار و بدون سانسور می‌نوشتم. تا این که بعد از دو بار مسدود شدن و بعدش هم تغییر روال زندگیم، بی‌خیال نوشتن شدم. حتی تو مرحله‌ای بی‌خیال خوندن. حالا دارم دوباره منظم می‌نویسم، چی بهتر از این.

قبلا درباره هر موضوعی که دوست داشتم یا موضوع داغ روز بود می‌نوشتم، الان ولی هر موضوع می‌تونه برام چالش جدیدی باشه. راجع به بعضی موضوعات در بدو امر هیچ ایده‌ای ندارم، باید وقت بذارم و مغز و روحم رو کنکاش کنم تا بتونم تجربه یا برداشت خودم رو ازش پیدا کنم و بعد هم بتونم به طور مناسبی بیانش کنم. اون موقع‌ها هر وقت دلم می‌خواست یا وقتشو داشتم می‌نوشتم، الان برنامه منظم دارم، موعد تحویل دارم و البته چهارچوب و اسلوب. قبلا امکانی برای مقایسه نظر و دیدگاه خودم راجع به موضوعی که نوشتم رو نداشتم، شاید توی کامنت‌های پای موضوع کسانی نظر متفاوتی ابراز می‌کردند ولی باز به پای مقایسه با یازده دیدگاه منسجم نوشته توی وبلاگ نمی‌رسه، تازه حسن بزرگش اینه که نه تنها دیدگاه و تجربه خودت رو با بقیه نویسنده‌ها قیاس می‌کنی، بلکه متوجه می‌شی نوشته‌ات در مقایسه با بقیه چقدر در نظر خوانندگان اقبال داشته، و کامنت‌های پای نوشته‌های دیگران رو هم می‌بینی.

به نظرم برای من صرفا یک فرصت خوب برای منظم نوشتن در مورد موضوعاتی که بطور عادی می‌تونند انتخاب من نباشند نیست، یک فرصت عالی برای یادگیریه، یک فرصت خوب برای داشتن امکان کار گروهیه، انتخاب موضوعات جدید برای نوشتن و نظر دادن و تبادل افکار برای انتخاب از میون اونا، اینکه بتونی در مورد موضوع‌هایی بنویسی که چالش‌برانگیزند، در عین گمنامی بتونی بگی مطلبت بین این مطالب هست و با این حال مجبور به سانسور خودت نشی. رقصیدن در یک جمع درخشان، هماهنگ با یک نوا و در عین حال رقص خودت رو داشتن، چی میتونه برام بهتر از این جشن مدام باشه؟

طرب‌مون مستدام!

Advertisements