گُل‌گُلی

«پریود یا عادت ماهیانه»

نیمه‌شب

من تقریبا نسبت به هم سن و سال‌هایم زودتر پریود شدم، قبل از اینکه پریود بشم مامانم برایم گفته بود که اگر روزی احساس کردی لباس زیرت خونی شده نترس، این خیلی عادی است. برایم نوار بهداشتی در کمدم گذاشته بود و بهم یاد داده بود اگر این اتفاق افتاد و او نبود چه طور از نوار بهداشتی استفاده کنم. آن موقع نوار بهداشتی‌های به این نازکی، نرمی، خوشبویی و رنگارنگی  نبود. تقریبا مثل پوشک بچه بود، کلفت، سفید و خشن. چند سال بعد از این که اولین بار پریود شدم، ملحفه‌‌ تختم خونی شد. صبح که بیدار شدم واقعا ترسیده بودم لباس زیرم، نواربهداشتی، شلوار و ملحفه‌ام غرق خون بود. فقط جیغ زدم و مامانم را صدا کردم. مامانم آمد داخل اتاق و خیلی با آرامش گفت: «چیزی نشده که تختت رو گل‌گلی کردی و باغچه درست کردی.»

فکر می‌کنم تقریبا سیزده سالم بود تا الان که حدود بیست و چند سال از اون روز می‌گذره هر زمانی که  جایی رو خونی می‌کنم با خودم میگم باغچه درست کردم چیزی نشده. وقتی در مورد این مساله فکر می‌کنم، احساس می‌کنم خیلی خوشبخت بودم که مامانم آنقدر آرام و آگاهانه با این مساله برخورد کرد.

در مدرسه دوستی داشتم که بار اول که پریود شده بود از ترس اینکه نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است، به فردی نگفته بود و صبح بیدار شده بود و لباس مدرسه را پوشیده بود آمده بود مدرسه، سر کلاس خونریزی‌اش به قدری شدید شد که نیمکت خونی شد و معلممان خودش متوجه شد که چه اتفاقی افتاده است. از کلاس بیرون بردنش و چند روز مدرسه نیامد و روزی هم که آمد اغلب بچه‌ها او را با دست نشان می‌دادند و پشت مانتویش به دنبال خون می‌گشتند. به نظر من بهترین راه برخورد با این مساله همان آگاهی و آرامش است. در پرتو این دو عامل یکی از طبیعی ترین اتفاق‌های زندگی بیولوژیک هر زنی به طبیعی‌ترین راه خود می‌رود. طبیعی‌ترین اتفاقی که می‌تواند به بدترین و سهمگین‌ترین اتفاق بدل شود.

Advertisements