هر دو سال یک بار

 «اسباب‌کشی»

بامداد

کار پر مشقتی که من نیز مثل هر خانواده‌ای تجربه کرده‌ام. سال اول ازدواجمان‌ خانه‌ای دو اتاقه و نقلی اجاره کردیم. بدون هیچ مشکلی‌ با کمک مادر و نزدیکان وسایل زندگی را چیدیم. پس از گذشت یک سال‌ صاحبخانه با شنیدن خبر حاملگی من‌ گفت: «‌بچه‌ات به دنیا بیاید، مجبوری نصف شب به خاطرش بیدار شوی و لامپ روشن کنی. لباس و کهنه‌هایش را بشوئی. هم آب زیاد مصرف می‌شود و هم چاه پر می‌شود. یا کرایه را اضافه کنید‌ یا خانه را تخلیه کنید.»

همان کوچه‌، خانه‌ای نوساز اجاره کردیم. در و پنجره، گچی و کف خانه گرد و خاکی بود. کارگرها جارو کرده و رفته بودند. دو روز کار کردیم تا خانه تمیز شد. جمع کردن وسایل خانه حدود یک هفته طول کشید. یک روز تمام صرف بردن اسباب خانه شد. در این روز پرتلاش‌ تعدادی از شکستنی‌ها شکست. پایه میز فلزی، فرش نو را سوراخ کرد. سرانجام شب هنگام بعد از رفتن نزدیکان، ما ماندیم و خانه‌ای شلوغ و درهم با قوطی‌های بسته‌بندی شده که می‌بایست باز شده و وسایلش به ترتیب در جای خود چیده شود. دعا کردم که از این خانه به خانه خودمان اسباب‌کشی کنیم. دلم خانه‌ای نقلی می‌خواست. چندین بار در این مورد با همسرم بحث و گفتگو کردم. او خانه اجاره‌ای بزرگ با مبلمان را به خانه کوچک ترجیح می‌داد. می‌گفت: «‌اجاره‌نشین خوش‌نشین. ما توانائی خرید خانه بزرگ نداریم. من چه‌ام از پسرخاله‌ام کمتر است که او خانه‌ای بزرگ داشته باشد. من توی لانه گنجشک زندگی کنم. تازه خانه بخرم که بعد از مرگم‌ بچه‌هایم مثل گوشت قربانی تقسیمش کنند!»

فکر او برایم عجیب و باورنکردنی بود. به من چه که پسرعمو یا دخترعمه او خانه‌ای بزرگ یا ویلایی دارند! من دلم می‌خواهد پاهایم را به اندازه گلیم خودم دراز کنم. تازه چه اشکالی دارد که بعد از مرگ ما بچه‌هایمان خانه را بفروشند و هرکدام سهمی بردارند؟ کجای این کار ایرادی دارد؟ اگر به جای کرایه خانه و هزینه اسباب‌کشی‌، قسط خرید خانه را بپردازیم‌، در آخر هم خودمان صاحب خانه می‌شویم و هم این همه زحمت اسباب‌کشی و… نداریم. اما کو گوش شنوا! بالاخره مبل هم خریدیم که کار اسباب‌کشیمان را سخت‌تر کرد. به هنگام اسباب‌کشی کار با من و برادرش بود و امر با او.

در طول هیجده سال، ده بار اسباب‌کشی کردیم. کلی تجربه پیدا کردم. بجز استخوان‌های کمر من و روح خسته‌ام نه چیزی شکست و نه فرشی سوراخ شد. اکنون با خاطرات ناخوشی که از اسباب‌کشی و خراب شدن وسایل دلخواهم دارم، خانه محقرم را با هیچ ویلایی عوض نمی‌کنم.

1 نظر برای “هر دو سال یک بار

  1. چقدر تلخ !!! بد شانسي آورديد چون بعضي ها اجاره را هر سال اضافه ميكنند و چند سالي در يكجا هستند

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.