دو سر باخت‎

 «عذاب وجدان»

نیمروز

فیلسوف عزیز آلمانی همین صد و بیست سال پیش اخلاق آدمیزاد رو به دو دسته تقسیم کرد: که در گزاره‌های اخلاقی یا زیرمجموعه‌ اخلاق اربابی می‌گنجند یا از دسته‌ اخلاق برده‌ها هستند. بسیاری از چیزهایی که به نظر ما سجایای اخلاقی هستند و تشویق میشن، طبق نظر این آقای سیبیل کلفت نه تنها پسندیده نیست که یکی از همان اخلاق برده‌هاست. چیزهایی مثل فروتنی، عذاب وجدان و گذشت.

یکی از جلساتی که با آقای مشاور عزیز داشتیم هم صرف همین گفتگو شد: من خیلی از وقت‌هایی که کاری انجام می‌دم که مخالف اصول کلی اخلاقیات جامعه است، هیچ حسی از عذاب وجدان ندارم. گاهی فکر می‌کنم این که مثل شخصیت‌های رسمی تلویزیون ایران با هر بار خروج از خط تعریف شده‌ روزانه شب‌ها کابوس نمی‌بینم و هر روز منتظر عقوبت نمی‌مونم، نشان دهنده‌ یک جور مشکل مغزیه. حتی از شما چه پنهون (به لطف ناشناس نوشتن می‌تونم اینجا اعتراف کنم!) که رفتم و پیگیر شدم که شاید اوتیسم یا یک جور عقب‌ماندگی عاطفی دارم که احساساتی که فکر می‌کنم باید داشته باشم رو در واقعیت زندگی، نه تنها احساس نمی‌کنم بلکه با بی‌خیالی ازشون عبور می‌کنم.

بذاریم مثالی بزنم: فرض کنین شما بودائی هستین و کشتن حیوانات و خوردن گوشت قرمز برای شما مجاز نیست. آیا شما وقتی در لندن وارد یک همبرگرفروشی می‌شوید عذاب وجدان می‌گیرین؟ اطرافیانتون که در هندوستان زندگی می‌کنند توقع دارن عذاب وجدان بگیرین؟ اون انسان مسلمانی که ساندویچ گوشت حلال می‌خوره چطور؟ می‌بینین، یه گزاره‌ اخلاقی ساده رو فقط می‌شه با تغییر زاویه‌ دید راوی از یک فاجعه‌ی مذهبی به یک وعده غذای ساده تبدیل کرد.

تقریبا در تمام موارد زندگی، تغییر دیدگاه می‌تونه به از دست رفتن عذاب وجدان منجر شه: مثل اینکه مسلمان‌ها اجازه‌ جنگیدن در ماه رجب رو ندارن و همیشه اسمش رو به جای جنگ، دفاع می‌ذارن تا به کارشون مشروعیت بدن. حالا وقتی چیزی تا این حد پایه‌هاش در وجود ما وابسته به شدت توجیهمونه، چه دلیلی داره که خودمون رو اسیر دل‌مشغولیش کنیم؟

فیلسوف عزیز آلمانی همین صد و بیست سال پیش اخلاق آدمیزاد رو دو دسته کرد. حالا صد و چند سال بعد از اون، به نظرم وقتشه ما هم اخلاقیات رو به دو دسته تقسیم کنیم: کارهایی که با دانستن تبعاتشون و کاملا دانسته انجام می‌دیم در برابر کارهایی که به اجبار و برای کرنش در برابر جامعه بهشون گردن می‌دیم. به نظرم در برابر دسته‌ اول، ممکنه که در نهایت پشیمان شیم و با انجام کار دسته‌ دوم در هر حال عذاب وجدان می‌گیریم چون در نهایت یا به خودمون خیانت می‌کنیم یا به ارزش‌هایی که ما رو تحت فشار گذاشتن.

Advertisements