سلول‌های خاکستریتان چه می‌گوید؟

«آرایش: مسئله‌ای شخصی یا اجتماعی»

سپیده‌دم

با توجه به مرز مشخصی که وجود ندارد و علاقه‌ای که در اجتماع روز به روز شدت می‌گیرد و بازاری که گرم می‌شود و تبلیغاتی که تمامی ندارند، چاره‌ای نیست جز اینکه نفر به نفر در موردش حرف بزنیم تا آخرش بفهمیم تا کجای این علاقه تاثیر رسانه است و کجایش انتخاب واقعی ما. به نظر من مهم است هر کس این مرز را برای خودش بشناسد. ظاهر به تنهایی تعیین‌کننده نیست ولی نماد جامعی می‌تواند باشد. هر روز در آینه نگاه می‌کنیم و مهم است که خودمان را دوست داشته باشیم و به خودمان نگوییم این را بگذارم و آنرا بردارم تا بشوم آنچه دوست دارم. رفتار ما با صورت یا بدنمان می‌تواند نمود رضایتمندی از همه آنچه در مجموعِ رفتار و گفتار و کردار و ظاهر هستیم باشد.

بعضی صبح‌ها بیدار می‌شوم و تنها لزومی که برای خودم قائل هستم، نظافت است. دست و رویم را می‌شویم و حواسم را جمع می‌کنم لباس‌هایم تمیز باشند. موهایم را به سریع و سفت‌ترین حالت ممکن می‌بندم که تا شب دوام بیاورد و لباس‌هایم را عمومی‌ترین حالت انتخاب می‌کنم که هر جا و هر هوایی را سالم از سر رد کنم، برایم مهم نیست دست و پا و صورتم مو دارد یا نه. اما روزهایی هم هست که ساعت پنج صبح هواشناسی را چک می‌کنم. همان کله سحر چشم‌هایم چنان تیز می‌بینند که بند می‌اندازم و دست به موچین می‌شوم بعد چند بار لباس عوض می‌کنم تا بهترین انتخابم را برای روزم داشته باشم. موهایم را می‌آرایم و خیلی قری‌طور از خانه خارج می‌شوم و فکر می‌کنم دختر شایسته کهکشان من هستم که قدم برمی‌دارد. هر دو روز هم حالم خوب است.

بستگی دارد تعریف آرایش چه باشد. از باور به زاید بودن بعضی موهای بدن تا استفاده از مواد متفاوت و رنگ و لعاب‌های افزودنی می‌توانند سطح‌های مختلف آرایش باشند و هر سطحی هم برای هر کس زیاد یا کم محسوب شود. البته که برخی زدودنی‌ها را پیرایش تعریف می‌کنند و افزودنی‌ها برایشان آرایش‌اند. برای یکی از دوستانم آرایش تازه بعد از استفاده از کرم‌های صاف‌کننده و پوشش‌دهنده و خط چشم ساده و رژ رنگ لب شروع می‌شود. وقتی می‌گوید امروز آرایش نکردم یعنی انگار من آماده عروسی رفتن باشم. عزیز دیگری هر شکل و ریختی که باشد در آینه قربان‌صدقه خودش می‌رود. در واقع هر کجای این طیف باشد خودش را می‌پسندد و اجتماع باید بپذیردش. او معتقد است این اسارت تبلیغاتی‌ست و چندتایی موی اضافه اهمیتی ندارد و عدم نظافت نیست و هر لباسی که در آن احساس آرامش بکنی برای هر مناسبتی می‌تواند مناسب باشد.

من اما فکر می‌کنم زدودنی‌ها لازمه اجتماع و ادب و اینهاست، فارغ از عرف جامعه یکی از ارکان تمدن است. ولی آن عزیز دیگر مرز حضور ساده‌اش در اجتماع با من فاصله دارد. هر سه با خودمان در صلحیم و آنجایی که ایستاده‌ایم را مرز انتخاب شخصی قلمداد می‌کنیم و آنچه دیگری می‌کند را زیر پا گذاشتن قوانین اجتماع و حقوق دیگران و یا زیاده‌روی و تاثیرپذیری ناخودآگاه از آنچه تبلیغات و چرخه تولید به دنبالش هستند می‌بینیم. و البته همگی نگران رسیدن روزی هستیم که انسان مستقل به مفهومی تاریخی فلسفی تبدیل شده باشد و مردم عادی چیزی جز دستگاه‌هایی برای خرید و استفاده و تولید و زنده نگه دارندۀ این چرخه نباشند.