این یک وجب صورت

«آرایش: مسئله‌ای شخصی یا اجتماعی»

صبح

– حالت خوبه؟
– مرسی. خوبم.
– کم خوابیدی دیشب؟
– نه! خوب خوابیدم چطور؟
– قیافه‌ت خسته‌س.

نفر بعد:
– مریضی؟
– نه، خوبم.
– یه کم رنگت پریده.
– نه، خوبم مرسی.

عاقبت شک کردم به اینکه نکند مریضم. نکند دیشب کم خوابیده‌ام و یادم نمی‌آید، نکند مشکلی دارم. رفتم توی دستشویی اداره و زیر نور کمرنگ و مردنی چراغ دستشویی خودم را توی آینه نگاه کردم.

آها! یادم افتاد، صبح عجله کرده بودم و یادم رفته بود ریمل بزنم و طبیعتا وقت به رژگونه هم نرسیده بود. یک لحظه از قیافه‌ام ناامید شدم. یعنی چه که من بدون یک بال مگس ریمل و یک نوک سوزن رژگونه باید مریض‌ به نظر می‌آمدم؟ از سر لج تا غروب همان‌طور ماندم و به جای آرایش لبخند زدم؛ از آن لبخندهای پررنگ که لپ‌هایم را چال می‌انداخت.

بعضی روزها حوصله آرایش ندارم و همیشه عصرها که به خانه برمی‌گردم رنگ‌های اضافه از صورتم پاک شده‌اند. اوایل می‌ترسیدم این‌طور بروم توی خیابان. اما حالا نگران نیستم. این صورت رنگ‌پریده‌ خسته را دوست دارم و از این زنی که از صبح دنبال کارها دویده و وقت نداشته دستی به صورتش بکشد خوشم می‌‌آید. بعضی روزها بی‌هیچ دلیل خاصی دلم می‌گیرد؛ آن‌وقت به جای هر چیزی آرایش کردن حالم را جا می‌آورد. زدن رژ پررنگ و بعد پک زدن به سیگار و لذت بردن از فیلتر قرمزشده.

در یکی از معدود سفرهای خارجی که رفته بودم؛ روز اول از دیدن چهره‌های بی‌آرایش دخترها تعجب کردم. اکثر دخترها، کوچک و بزرگ، دانشجو یا کارمند،محصل یا در حال گردش، بی‌آرایش و با اعتمادبه‌نفس بودند. چندروزی که آن‌جا بودم آن‌قدر به زیبایی طبیعی چهره‌ها عادت کردم که وقت برگشتن به ایران از دیدن دخترهای توی فرودگاه شوکه شدم. دوست خارج‌نشینم می‌گفت دخترهای اینجا به آرایش اهمیتی نمی‌دهند اما به‌جایش تا بخواهی به پوست‌شان می‌رسند و حتی اگر دیرشان هم شده باشد؛ قبل از رفتن به دانشگاه سری به آرایشگاه می‌زنند تا موهایشان را سشوار سریعی بکشند.

فکر کنم تفاوت‌مان همین است. تنها پنجره‌ای که ما با آن به اجتماع نگاه می‌کنیم صورتمان است، نه قد بلند موهای‌مان را کسی می‌بیند؛ نه آن‌چنان تنوعی در لباس می‌توانیم داشته‌باشیم. پس ما می‌مانیم و این یک وجب صورت. مجبوریم همه هنرهایمان را روی همان پیاده کنیم.

کسی چه می‌داند؟ شاید یک روز ما هم توانستیم بوسه‌های باد را روی صورت ساده‌مان خوشامد بگوییم و دلمان که گرفت با لب‌های سرخ به سیگارهایمان پک بزنیم و دودش را در هوا فوت کنیم و در هر حال کسی رویمان برچسب نزند.

1 نظر برای “این یک وجب صورت

  1. آرایش قشنگ رو دوست دارم، حتی وقتی تو خونه هستم (که غالبا» هم توی خونه هستم😏) آرایش میکنم، از خط چشم گرفته تا ریمل و رژگونه و رژلب و … اما به اندازه، نه به شکل گریم . آراستگی مو و صورت و لباس، آدم رو سرحال میاره😊
    اما آرایشی که چندین سال هست بین خانمها در ایران مد! شده رو ابدا» دوست ندارم.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.