تناقض!

آزمایش بارداری: مثبت

عصر

من بارها به بچه‌دار شدن فکر کرده‌ام، دلم خواسته که بچه داشته باشم و گاهی با دختر یا پسر نداشته‌ام نیز رویا بافته‌ام که چه می‌کنیم و کجا می‌رویم. برایشان اسم هم انتخاب کرده‌ام و اسم‌هایشان هم چند وقت یک بار عوض می‌شوند. برایشان دانشگاه و شغل نیز  متصور می‌شوم. حتی گاهی به اختلافاتمان نیز فکر می‌کنم و برایش راه حل هم پیدا می‌کنم. اما این یک روی داستان است، روی دیگر داستان این است که من به شدت مراقبم که بچه‌دار نشوم و اگر روزی به هر دلیلی باردار شدم و با جواب مثبت بارداری مواجه شدم، با یک احساس دوگانه بچه را سقط می‌کنم.

شاید در نگاه اول تصمیم خودخواهانه‌ای باشد، زنی که برای پیشرفت خودش، حاضر می‌شود جان انسانی را که آن را به وجود آورده‌ است بگیرد، اما به نظرم این تصمیم خودخواهانه نیست. وقتی در شرایط اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم  بچه‌داری امری زنانه است و با هل دادن بهشت زیر پای زنان، زن را مجبور می کنند که از لحظه تولد تا مرگ کودک همه‌ مسئولیت بچه را قبول کند و نهایت کمکی که پدر بچه می‌کند تامین هزینه‌ها است، دیگر این تصمیم  خودخواهانه نیست بلکه تصمیمی شخصی و در جهت پیشرفت فرد دیگری است.

من در جغرافیاهای دیگر زندگی نکردم، اما در ایران اغلب مادر باید از موقعیت‌های شغلی و تحصیلی خود بگذرد تا به گسترش نسل بپردازد و این گذشتن با چاشنی مهربانی، گذشت و عطوفت، بخشی از خصوصیات رفتاری و ژنتیک زنان تلقی می‌شود و مادر شدن به مثابه تطهیر شدن از بدی و پلیدی است، و اگر زنی خلاف این الگو عمل کند از طرف جامعه قضاوت می‌شود.

من درک می‌کنم که پس از خواندن متن من، سوالات بسیاری به وجود می‌آید مثل «پس دیگران چه می‌کنند؟» یا «چگونه نسل بشر تاکنون ادامه یافته است؟»… من پاسخی برای این سوالات ندارم و البته این به این معنی نیست که این سوالات پاسخی ندارند.