آدم‌های خوب با اختلافاتی حل‌نشدنی

«لزوم یا عدم لزوم ارائه دلیل طلاق به کودک»

بعد از ظهر

من در خانواده‌ای بزرگ شدم که شعار کلیشه‌ای «با لباس سفید اومدی با لباس سفید هم میری!» در تار و پود آن نهفته بود، در نتیجه سابقه طلاق در اطرافیانم ندیده‌ام، اما شاهد دعوا و کتک‌کاری و فحش و قهرهای چندین روزه و چندین ماهه تا دلتان بخواهد بوده‌ام. چه در مقام کودکی که والدینش دعوا داشته‌اند و چه در مقام کودکی که بچه‌های همسن و سال فامیلش درگیر این موضوعات بوده‌اند، یک وجه مشترک بین همه ما وجود داشت و آن این موضوع بود که ما بچه‌ها خیلی بیشتر، بهتر و راحت‌تر از آن چیزی که بزرگترها فکر می‌کردند، می‌فهمیدیم. ما به عنوان شاهدان خاموش و اکثرا بی‌طرف – به دلیل علاقه همزمان به پدر و مادر- خیلی خوب می‌توانستیم با همان زبان کودکی اوضاع را تجزیه تحلیل کنیم. مقصر را می‌شناختیم، از دست‌های پشت پرده – دخالت‌های اطرافیان – کاملا آگاه بودیم و به عنوان قاضی می‌توانستیم محاکمه کرده و حتی حکم صادر کنیم!

کودکان را نباید دست‌کم گرفت، ذکاوت و هوش سرشار آنها، گرچه در ظاهر چیزی را نشان ندهد ولی در عمل کار خودش را می‌کند. اگر برای مقصر جلوه دادن یکی از والدین قرار است در مورد دلایل جدایی صحبت کنیم، بهتر است این قضاوت را به خود کودک محول کرد. معتقدم تا جای ممکن باید منصف بود، کودک هم پدر و هم مادرش را دوست دارد و در حالت طبیعی و عادی هر کدام از والدین هم حتی اگر با هم مشکلات اساسی داشته باشند، فرزندانشان را دوست دارند؛ پس خراب کردن وجه یک والد توسط والد دوم، بدترین کاریست که می‌توان جلوی کودک انجام داد.

از طرف دیگر دلیل یا دلایلی که بخاطر آنها، یک زوج از هم طلاق می‌گیرند گاهی آنقدر گسترده و پیچیده است که شاید هضم آن برای بزرگترها هم آسان نباشد چه برسد به کودکان! فهم دلایلی مثل سردمزاج بودن، بددل بودن، اعتیاد، ولخرجی، داشتن مشکلات اخلاقی یا روحی و روانی یا اصلاً عدم تفاهم در جزییات زندگی و هزاران دلیل ریز و درشت دیگر، تا در موقعیت و مقام آن شخص نباشی برای بزرگسالان هم آسان نیست و به شخصه اعتقاد دارم گفتن آن هم به کودک کوچکی که دنیا را از دریچه فهم خودش می‌بیند دردی را دوا نمی‌کند و تنها سوالات او را بیشتر و پیچیده‌تر خواهد کرد.

برای کودکی که می‌فهمد و شاهد ماجراست نیازی به توضیح اضافه نیست، ولی برای کودکی که در سنین بسیار کوچک است شاید بهتر باشد بیان برخی دلایل را موکول به آینده کرد تا در زمان بهتری در موردش با او صحبت کنیم و تنها به بازگو کردن این واقعیت که «حتی گاهی آدم‌های خوب هم ممکن است با هم اختلافاتی داشته باشند»، بسنده کرد.

و در انتها، «صلاح کار خویش، خسروان دانند!»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s