خاتون بودن و خاتون نبودن‎

اشتغال زنان، فرار از روزمرگی یا مسئولیت مضاعف»

نیمه‌شب

استاد ادبیاتمون می‌گفت ما شاعر زن خوب نداریم. بعد مکث می‌کرد و توضیح می‌داد که چرا. می‌گفت مردها وقتی به خونه می‌رسند می‌توانند پشت میزشون بنشینند و شعر بنویسند. می‌توانند از در بیرون بزنند و فکر کنند و حال و هوا عوض کنند و کلماتشون رو به چیزی والاتر استحاله بدهند. اما زن بودن – همسر و مادر بودن – با ذات شاعری در تضاد قرار می‌گیره. زن، باید در آن واحد چندین جا حضور داشته باشه. باید حواسش به زمان و طریقۀ پخت غذا باشه. بخشی از فکرش به نظم دادن به خانه و اوضاع آشپزخانه و گرسنگی اعضای خانه‌اش مشغول می‌شه. می‌گفت فرض کن می‌خوای شعر بنویسی و همون موقع هم به کارهای تمام‌نشدنی زندگی سنجاق شده باشی. توضیح می‌داد زن بودن یعنی حضور دائم داشتن و شاعر بودن یعنی گاهی نبودن. این تضاد بزرگ حل نشدنیه.

یکی از خانم‌های فامیل رادیو کار می‌کرد. سرویس صدا و سیما قبل از ساعت پنج صبح دنبالش می‌اومد و خوابالو سوار می‌شد و می‌رفت که به سر کارش برسه. اون سال‌ها منزل مادرشوهرش – که تازه سکتۀ مغزی کرده بود – مرکز شهر بود. از سر کار به اونجا سر می‌زد و غذایی درست می‌کرد و بعد راه می‌افتاد به سمت خونۀ خودش. اون وقت‌ها یک پسربچه‌ی کوچک داشت. یک وقت‌هایی خیلی دیروقت به خونه می‌رسید. یادمه یک بار دیدمش که چطور با همون مقنعه روی مبل ولو شد و چند لحظه‌ای نفس گرفت. همسرش که رسید، خسته از جا بلند شد و عذر خواست که شام حاضر نیست و رفت که غذا درست کنه.

فرق کاربردی زیادی بین زنی هست که از سر کار به خونه می‌رسه و مشغول کارهای خونه و رسیدگی به اموری می‌شه که خودش به تنهایی شغلی تمام وقته، در مقایسه با مردی که به خونه می‌رسه و می‌تونه استراحت کنه و چیزکی بخونه و چیزکی ببینه. در نهایت مرد یا استراحت بیشتر و یا مطالعۀ بیشتری داره. همین قطعات ظریف پیشرفت در نهایت منجر می‌شه که بعد از یک سال و پنج سال و ده سال وقتی موقعیت ارتقای شغل پیش میاد، مرد توان و امکان بیشتری برای پیشرفت داشته باشه. خیلی وقت‌ها زن و مرد از یک نقطه شروع می‌کنند اما معمولا راهی که زن طی می‌کنه اونقدر دست‌انداز و پرتگاه عمیق داره که در نهایت با مرد به یک نقطه‌ی واحد نمی‌رسند.

چند وقت پیش بحث مجازی شده بود که چرا مدیر خوب زن نداریم. که چرا برخلاف مردها، زنان اونقدر که باید پیشرفت نکردند. یکی از دوستان پاسخ داده بود که بی‌انصاف‌ها، تا همین صد و چند سال پیش زنان ایران از خانه خارج نمی‌شدند و مدرسه‌ای برای دختران وجود نداشت. حالا اما زن‌های ما جایی هستند که دیگه قابل حذف نیستند. نمی‌شه دائم کسی رو حذف کرد و ندید گرفت و در برابر بگیم که خودت ظرفیت کافی نداشتی. نمیشه یک نفر رو فقط محدود کرد و توقع داشت بلند بپره. به زن‌ها فرصت برابر بدید و ببینید چطور جهان رو دگرگون می‌کنند.

Advertisements