دوراهی

«اشتغال زنان، فرار از روزمرگی یا مسئولیت مضاعف؟»

پیش از ظهر

از یک طرف می‌توانم تا فردا صبح از آدم‌های دور و برم مثال بیاورم که اگر خانم شاغل نبود، معلوم نبود در تلاطم زندگی چه بر سر خود و یا بچه‌‌هایش می‌آمد و از طرف دیگر خانم‌های شاغل بسیاری را می‌شناسم که می‌گویند که وقتی خسته و کوفته و رنگ‌پریده و بی‌حوصله به خانه می‌رسند و زن خانه‌دار همسایه را می‌بینند که ترگل و ورگل و آماده و مرتب منتظر رسیدن همسرش به خانه است و حتی از صبح به چند مدل کلاس و باشگاه و گردش و خرید رفته و دورهمی دوستانه‌ای هم برگزار کرده و کلی وقت برای خود صرف کرده و به خودش رسیده، حسی شبیه افسردگی گریبانگیرشان می‌شود.

واقعیت است که ما خانم‌ها نسبت به آقایان وقت بیشتری برای خودمان لازم داریم تا به خودمان برسیم. چند سال پیش در یک مطلب علمی خواندم که خانم‌ها به ازای هر یک سالی که کار می‌کنند، به اندازه دو سال شکسته می‌‌شوند، یعنی ۲ برابر آقایان. شکسته شدن و پیری هم که کابوس ما خانم‌هاست و همیشه می‌خواهیم با کرم و ماسک و ورزش و اعصاب آرام این فرآیند را به تعویق بیندازیم.

این دو وجه قضیه که شمردم، هر کدام مزایا و معایبی دارند که مرا به فکر می‌اندازند تا راهی میانه این دو را انتخاب کنم: شغل پاره وقت! اینطوری هم برای خودم و هم برای بچه‌هایم در آینده وقت دارم و هم درآمد و استقلال و شخصیت و جایگاه اجتماعی. ولی این را هم می‌دانم که برای پیدا کردن آن شغل پاره وقتی که هم متناسب با تحصیلات و زحمات من باشد و هم شأن اجتماعی خوبی داشته باشد، باید سخت تلاش کنم، باید چند سالی سخت کار کنم!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s