یک قدم عقب‌تر ایستادن

«محدوده دلسوزی و نگران شدن برای دیگران تا کجاست؟»

نویسنده مهمان: پویا گویا

به تصویری که خواهم ساخت، فکر کنید: «عباس برادر ثریاست. برادر بزرگ‌تر. ثریا جوان و زیباست. دانشجوست. عباس ازدواج کرده، و در ساختمان پدری، در همسایگی و نزدیکی با ثریا، پدر و مادرش زندگی می‌کند. از دوره‌ی نوجوانی، ثریا برای خرج‌های اضافه‌اش، به سراغ برادر بزرگتر می‌رفته است. عباس همیشه حامیِ مالی ثریا کوچولو بوده است. حالا ثریا‌ی جوان و زیبا، چندسالی می‌شود که دیگر از برادرش کمک نمی‌گیرد. اما عباس، علاوه بر اینکه در مواقع آرامش و صلح، خواهرش را به حمایت‌های مالی دعوت می‌کند. در مواقع دیگر، اصرار به حمایت فکریِ ثریا نیز دارد. مناسب بودن لباسش برای مهمانی خانوادگی یا رفتن به تئاتر را به او گوشزد می‌کند. شوخی نکردن و معاشرت با پسرعمو‌ی هم‌سن و سال با ثریا را در گوشش می‌خواند. مراقب تلفن‌های ثریاست. از مادرش درباره‌ی ساعت‌های رفت و آمدِ خواهرش پرس و جو می‌کند. وقت و بی‌و‌قت سرزده به در دانشگاه ثریا می‌رود و با توسل به این جمله که «داشتم از این‌طرفا رد می‌شدم، دیدم ساعت ساعتِ خونه رفتن تو هم هست، گفتم بیام دنبالت. کسی که منتظرت نبود؟» او را رصد می‌کند.»

در این تصویر شما برادری را می‌بینید، که رابطه‌ی نزدیکی را با خواهرش داشته است. اما در این مقطعِ زمان به جای حامی و محرم، نقشِ یک مزاحم را به خود گرفته است. مزاحمی که برای ایجاد این شرایط، دلیلِ بسیار موجهی دارد. دلیل یا دلایلی که در چشمِ عموم می‌تواند، صحیح و یا حتی فداکارانه به نظر برسد. عباس نگران ثریاست. چه دلیلی از این محکمه‌پسند‌تر؟

برای ثریای جوان، که حتما و بی‌شک، مانند تمامِ تازه جوان‌های عالم، جهانی منحصر به خودش می‌خواهد و حتمن رازهایی جوانانه و کاملا شخصی نیز برای خودش متصور است، حضور حامیِ سابق، مزاحمِ امروز، عذاب‌آور است. عذابی که جایی برای شکایت کردنش را ندارد. چون عرف حتمن به او گوشزد خواهد کرد که این فرد نگران، برادر، بزرگتر، حمایت‌گر و محرمِ توست.

حالا سوالی که پیش می‌آید، چیست؟ «عباس، تا کجای جهان ثریا حقی برای دخالت و رصد دارد؟» یا «تا کجای حضور عباس در دنیای ثریا، محدوده‌ی امنی‌ست برای رابطه‌ی او با خواهرش؟»

بیایید قبل از اینکه به این دو سوال پاسخ بدهیم، در فرهنگ لغات، نگاهی به معانی برخی کلمات بیاندازیم:
فرآیند farāyand (فرهنگ فارسی عمید) ۱. سلسله دگرگونی‌های طبیعی برای رسیدن به نتیجه‌ای معیّن: فرایند هضم غذا، فرآیند رشد. ۲. مجموعه عملکردهای مختلف برای حصول نتیجه‌ای معین.
نگرانی negarāni (فرهنگ فارسی عمید) ۱. ترس و اندیشه؛ دلواپسی. ۲. [قدیمی] چشمداشت؛ انتظار.
دخالت dexālat (فرهنگ فارسی عمید) داخل شدن در امری یا در کار کسی.

با نگاه به این سه کلمه و معانی‌شان، می‌توانیم یک جمله‌ی توجیهیِ مناسب ِ وطنی بسازیم: «فرایندِ نگرانی، دخالت در امور دیگران است.» یا «مجموعه‌ی عملکردهای مختلف برای حصول آرامش، یا از بین بردن دلواپسی، ما را مُحِق به دخالت در امور دیگران می‌کند.» گرچه که اینطور به نظر می‌رسد، اما قصد من از این سوال‌ها و کلمه ترکیب‌ها و جمله‌سازی‌ها، توجیهِ دخول و ایجاد مزاحمت عباس در دنیای ثریا نبود. بلکه توضیح دلایلی برای این کُهن الگوی‌* ایرانی بود.

متاسفانه، با همین یک تصویر که در ابتدای نوشته‌ام آمده است و با هزاران تصویری که حتما با کمی فکر کردن به ذهن همه‌ی ما خواهد آمد، در‌میابیم که اگر با نگاه به فرهنگ و عرف عمومی بخواهیم به گزینه‌هایی این چنینی نگاه کنیم، هیچ‌وقت مرز و محدوده‌ای منظم و متعارف را نخواهیم شناخت.

روانشناسی مردمی، در این سرزمین، محدوده‌های دلسوزی و نگرانی و دخالت را به خاطر سیال بودن و بی‌رنگ بودن هر کدامشان در فرهنگ ایرانی، نمی‌تواند مرزبندی کند و همیشه با نگاهی سرسری به فرهنگ لغات شخصی، خانوادگی، قومی، یا مذهبی‌مان، می‌توانیم تعریف و مرزی مورد خواستارِ خودمان را بیابیم و به آن عمل کنیم.

به آمار قتل‌های ناموسی، که در آن‌ها سوتفاهم حضوری پر‌رنگ دارد. آمار قهر‌های طولانی‌مدت فامیلی که زیاد دیده و شنیده‌ایم و بی محدوده‌گی‌هایی از این قبیل نگاه کنید! گمان نمی‌برم که بشود، با هیچ متر و معیاری، در این جامعه‌ی بی‌متر و معیار، ترسیم صحیحی از محدوده کرد. مگر اینکه برای شروع، هر کس، از هر جایی که در حدود روابطش ایستاده یک قدم عقب بکشد.

فکر می‌کنم، از اندکی دورتر دیدن حدود و خطوط، بشود جای پای مرزها و تعاریف را حدس زد!

 

*Archetype

Advertisements

1 نظر برای “یک قدم عقب‌تر ایستادن

  1. خیلی خوب نوشتید. کاملا» موافقم. به عقیده من هم این ها دخالت و مزاحمت است. نگرانی هم برای کسی که در سن دانشجویی هست، مزاحمت است و بس.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.