اشتباه دوم مرد

«چندهمسری و ازدواج مجدد»

نویسنده مهمان: کامیار علی‌پور

یک بار به طور اتفاقی داشتم برنامه‌ای در مورد ازدواج دوم و سوم می‌دیدم، کارشناس برنامه جمله‌ای گفت قریب به این مضمون که مردها در انتخاب اولشون برای ازدواج ۵۰ درصد اشتباه می‌کنن و در انتخاب دوم ۹۰ درصد.

به طور کل آدم انتظار داره بعد از یک تجربه ناموفق، فرد انتخاب بهتر و عاقلانه‌تری داشته باشه. اما شرایط به طور معکوس پیش میره، در اینجا مرد سعی می‌کنه هر آنچه در همسر اولش نمی‌دید رو در دومی پیدا کنه. به قول معروف از اشتباه گذشته‌ش درس بگیره یا گذشته رو چراغ آینده‌ش کنه. سوال اینجاست که چی میشه که مردها به فکر ازدواج دوم می‌افتن؟ اصولا اولین بهانه‌ای که مردها در این موارد تو آستینشون دارن اینه که زنم منو درک نمی‌کنه، یا در نوع سنتیش، زنم بساز نیست. البته این مشکل اکثرا از عدم شناخت کافی قبل از ازدواج نشات می‌گیره یا به طور کلی تر ازدواج‌های از پیش تعیین‌شده. ازدواج‌هایی که به طور سنتی طرفین در مراسم خواستگاری آشنا می‌شن و چند ماهی در عقدن و بعد هم ازدواج.

همیشه با خودم می‌گفتم اگر اوضاع طوری بشه که با دوست دخترم بهم بزنم دیگه با هیچ دختری آشنا نمی‌شم، می‌شینم یه گوشه راحت ماستم رو می‌خورم و زندگیمو می‌کنم. البته الان ازدواج کردم و از عملی نکردن تصمیمم و زندگیم راضی‌ام. همین پروسه رو می‌شه تعمیم داد به ازدواج‌های بعدی افراد، طرف با خودش بعد از یک شکست می‌گه من دیگه با هیچ کس نمی‌تونم بسازم. بعد از یه مدت با یکی دیگه آشنا می‌شه و می‌گه این یکی با قبلی فرق داره، بهتر من رو درک می‌کنه، دوستم داره و بهم بها می‌ده. این یکی می‌تونه خوشبختم کنه و شب‌ها سر آروم کنارش روی بالش می‌ذارم، با همین استدلال‌ها طرف کم‌کم خودش رو قانع می‌کنه.

درآخر،‌ ازدواج اول و دوم و چندم مهم نیست، مهم اینه که فرد به این شناخت از خودش رسیده باشه که بتونه تقریبا همه چیزشو جه از نظر عاطفی و چه مالی با یک نفر دیگه تقسیم کنه،‌ بعضی در همون انتخاب اول به این مهم می رسن،‌ بعضی تا دهمی هم درکی از این موضوع ندارن.