می‌رقصم، همراه با زنان رقصنده

«به مناسبت یک ساله شدن وبلاگ»

یکی از زنان رقصنده

عزیزیم اولدوزویام
گؤیلرین اولدوزویام
اصلیمی خبر آلسان
من «قیه» نین قیزی‌یام

من یک زنم. زنی با محدودیت‌های بی‌شمار. نوجوان و جوان که بودم از صدای مادر و مادربزرگ آزرده‌خاطر می‌شدم: «نه، برای یک دختر زشت است، خجالت بکش، آرایش نکن. معصومیتت از بین می رود، تو با او فرق داری، زنان ناقص‌العقلند، یک دنده‌شان کم است، چون خدا خواسته که این چنین باشند.» از آن روزگار دهه‌ها می‌گذرد و من بیوه‌زنی پا به سن گذاشته‌ام، با عروس و داماد و نوه‌ها و یک عالمه جوان دور و برم. برای خودم پیشکسوت شده‌ام، باز با محدودیت‌های مخصوص به سن و سال خودم. گویا بیوه‌زن  قرمز نمی‌پوشد، بزک نمی‌کند، جایی که مرد هست نمی‌رود، به مردان نگاه نمی‌کند. خانه شوهر هم که آقا بالاسر اجازه نمی‌داد مثل هم‌سن و سال‌های خودم لباس‌های شاد بپوشم و در عروسی و جشن و شادی برقصم و درست و حسابی آرایش کنم. می‌گفت: «زنان سبک و جلف از این کارها می‌کنند.» و من از خود می‌پرسیدم یعنی مادر و خواهرها و خاله و زنان فامیل او هم جلف هستند؟

من با محدودیت دست و پنجه نرم می‌کردم اما روزگار گذشت و زنان وبلاگ‌نویس دنیای مجازی را تسخیر کردند. این بار بدون توجه به اظهارات بعضی که می‌گفتند «زنان خوب وبلاگ نمی‌نویسند» وبلاگی باز کرده و نوشتن را شروع کردم. آن هم با نام خودم. خیلی تلاش کردم که آزادانه فریاد بکشم. درددل کنم، خواسته‌هایم را بدون هیچ ترس و خودسانسوری و واهمه و ملاحظه‌ای بیان کنم. تا حدودی نیز موفق بودم اما به آرشیو نوشته‌هایم که نگاه می‌کنم می‌بینم خیلی وقت‌ها خود سانسوری کرده‌ام. احساس کرده‌ام چشمانی در حال کنترل من هستند و منتظر فرصت که زخمی بزنند و سرزنشی بکنند.

سال گذشته پیشنهاد نوشی عزیز را برای نوشتن گروهی دیدم. اساسنامه و قوانین وبلاگ را خوانده و پذیرفتم. همراه با یازده زن رقصنده بدون ترس و خودسانسوری و خیلی راحت شروع به نوشتن کردم. به قول نوشی «سبکبالی ناشی از گمنام بودن برای ما فضایی ایجاد می‌کند که بتوانیم راحت‌تر صحبت کنیم.» خواندن مطالب زنان رقصنده را بیشتر از نوشتن دوست دارم. افکار و دیدگاه‌های مختلفی را که عزیزان ارائه می‌دهند با ولع خاص می‌خوانم. این وبلاگ یک سال است که به ایستگاه مطالعه روزانه من تبدیل شده است.

این عکس را از بین پوسترهای آقای شاهرخ مشکین‌قلم انتخاب کرده‌ام. به نظرم این تصویر مناسب این وبلاگ است. زیرا ما زنان رقصنده بی‌وقفه می‌نویسیم و مهمان هفته که مرد است با قلم شیوای خود ما را همراهی می‌کند.

می‌رقصم، همراه با زنان رقصنده