انگیزه نوشتن

«به مناسبت یک ساله شدن وبلاگ»

ماهرخ روشن‌افشار

دوره‌ی راهنمایی رو اوایل سال‌های پنجاه گذروندم. اون سال‌ها معلم ادبیات فارسی ما دختر خانمی بود جوون و خوش‌لباس و [کمی] شیطون که اسمش  رو به اختصار خانم ه. می‌نویسم. اهل شعر بود و شاعر مورد علاقه‌اش هم نصرت رحمانی؛ شاعری نوگرا و تا حدودی بی‌پروا که بیشتر طرفدارانش جوان‌ها بودند.

ساعت‌هایی که درس ادبیات داشتیم، خانوم ه. یکی از شعرهای نصرت رحمانی رو برامون می‌خوند. الحق که خوب می‌خوند. خانم ه. معلم محبوب من بود. از اونجایی که کمی از سنّم سربزرگ‌تر بودم، کم کم از شعرهای نصرت رحمانی هم خوشم اومد. دفتری داشتم که شعرهای مورد علاقه‌ام رو داخلش می‌نوشتم. بیشترِ شعرهای نصرت رحمانی رو هم که در مجله‌ی «زن روز» اون زمان چاپ می‌شد، داخل دفترم می‌نوشتم و دورش هم ابر می‌کشیدم! خانم ه. که متوجه علاقه‌ام به شعرهای رحمانی شد، یک کتاب شعر نصرت رحمانی به من داد که حسابی سر کِیف اومدم. از همونجا علاقمند شدم که گاهی برای دل خودم بنویسم. حتی شعرهای کوتاه [سه/ چهار خطی] مینوشتم و به خانم ه. نشون می‌دادم تا هم اشتباهاتم رو اصلاح کنه و هم از تشویق‌هاش شارژ بشم. تا دوره‌ی دبیرستان همچنان گاهی می‌نوشتم. دفترهام از یکی به دو تا و سه تا و … اضافه شد. نوشتم و نوشتم تا که جنگ لعنتی سرگرفت و دفترها هم مثل بقیه اثاثیه و لوازم و وسایل دوست‌داشتنی‌ام در خونه موند و خودمون شهر رو ترک کردیم … و دیگه ننوشتم.

تا این چند سال اخیر که باز شروع کردم و هر از گاهی چیزی می‌نویسم، خاطره‌ای، دو – سه خط یادداشتی و … البته نوشتن اصولی که بلد نیستم. اما همین که جمله‌ها را دنبال هم می‌چینم و موضوع مورد نظرم رو می‌رسونم، برای من خوشاینده!

غرض از این همه پرحرفی این بود که بگم نوشته‌های دوستان در صفحه‌های مجازی به من کمک بزرگی کرد و از میون اون همه یکی آرامگاه زنان رقصنده است که خیلی از نوشته‌هاش خاطراتی شیرین رو در من تداعی کردند؛ برخی‌شون یادآور تجربه‌های تلخ زندگیم بودند و بعضی‌ها هم خنده به لبانم نشوندند. در هر حال، فارغ از حسّ و حالی که به من القا میشه، تمام مقاله‌ها دلچسب اند؛ الّا موضوع «پدوفیلی». من نسبت به آزار بچه ها حساسیت خیلی شدیدی دارم و همچنین نسبت به آزار حیوانات. درست به خاطر ندارم، اما به گمانم دو مقاله بیشتر از این موضوع رو نخوندم، نتونستم.

نوشی جان، لطفا همچنان فعال باش و بنویس و وبلاگ رو هم برای ما فعال نگه دار. از همه‌ی شما ممنونم بابت اینکه به من انگیزه نوشتن دادید.

6 نظر برای “انگیزه نوشتن

  1. خانم عزیز من همین یک صفحه ای که شما نوشته اید را با لذت خواندم و متوجه شدم که بسیار توانا هستید در رساندن منظور خود از طریق نوشتن. این که موضوعات خاصی را نمی پسندید کاملاً طبیعی می بینم.
    خلاصه این که بنویسید. هر چه بیشتر بهتر. بنویسید. یک خواننده حتماً خواهید داشت.
    موفق باشید.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.