یک سال رقص موزون میانه میدان

«به مناسبت یک ساله شدن وبلاگ»

پرویز فرقانی

مردسالاری درایران یک نابهنجاری قدیمی است. گرچه در جاهای دیگر نیز کم و بیش همین است. این عارضه با ریشه‌های فرهنگی و دینی و تاریخی‌اش گرچه بسیار آشکار و زننده است اما گفتنش در ابتدای این یادداشت شاید لازم باشد.

با نوشته‌ها و افکار دو تن از خانم‌هایی که وبلاگ گروهی آرامگاه زنان رقصنده را می‌نویسند از روزگار وبلاگ‌نویسی آشنا هستم و به استناد همان نوشته‌ها می‌دانم که از مردان زندگیشان بسیار جفا دیده‌اند. بخشی از یادداشت‌هایی را که در این وبلاگ منتشر می‌شود می‌خوانم. دیدگاه‌های گوناگون و قابل اعتنایی مطرح می‌شود و با توجه به این که حدس می‌زنم نویسندگان از نظر سن و تجربه‌های اجتماعی و پیشینه فرهنگی و خانوادگی و سنت و مدرنیته در جایگاه‌هایی گوناگون هستند، دیدگاه‌هایشان برای منِ مردِ خواننده متوسط آموزنده و جذاب است. اما به نظرم بیشتر نوشته‌ها، از میان آنها که خوانده‌ام، گردِ یک کانون مشترکند و آن منفی بودن نگاه به جنس مرد – دستِ کم مردِ ایرانی – است. حتی آنها که گاهی از مردانی به نیکی یاد می‌کنند، نگاهشان گویا به مردانی استثنایی، همچون پدرانشان و یا از روی نوعی ترحم است. این گونه برخورد، نمی‌خواهم بگویم منصفانه، اما شاید قاعده نباشد.

به نظرِ من – که ممکن است اشتباه هم باشد – در مقایسه با زنان، بیشترِ مردان فارغ از این که در چه سن و سالی هستند، کم و بیش، کودکانی‌اند که پیوسته نیاز دارند مادری، دختری، همسری، دوست دختری، در یک کلام زنی، دستی بر سر و گوش آنها بکشد. این دست کشیدن‌ها به اقتضای سن و شخصیت و موقعیت و تربیت و بعضی ویژگی‌های دیگر گاهی از جنس عاطفی و احساسی، گاهی جنسی و فیزیکی، گاهی همراهی و همدلی و گاهی نشان از سرگشتگی است. این نیاز به نظرم همان چشمِ اسفندیارِ مردان است.

یک سالگی آرامگاه زنان رقصنده بسیار مبارک باد و به امید مانایی رقصی این چنین میانه میدان و تحسین بسیار از اراده و پشتکار آهنین نوشی خانم در راهی که پیش گرفته.

1 نظر برای “یک سال رقص موزون میانه میدان

  1. مشکل شاید همین است که مردی که تا آخر عمر در هر زنی دنبال یک مادر دوم، یک دایه یا یک لَله می گردد باید تر و خشکش کند نمی تواند موجود قابل احترام و جذابی برای یک زن بالغ و مستقل باشد. منفی بودن نگاه به مرد ایرانی به قول شما، و در واقعیت به مرد شرقی و مسلمان یک امر همگانی ست. گواهش تمام ازدواج های ناموفق بین زنان غربی و مردان شرقی و مسلمانند. برعکس ازدواج بین مردان غربی با زنان شرقی که معمولا موفق تر است. شاید بجای شکایت از فرد یا افراد خاصی بهتر باشد به ریشه های این نگاه منفی فکر کرد و شاید اصلاحشان کرد. از خودمان شروع کنیم.
    هیچکس دوست ندارد بطور دائم یک طفیلی را بیخ ریش خودش داشته باشد. من ِ زن یاد گرفته ام مستقل باشم و به مرد زندگی ام بعنوان به دوش کشنده مشکلاتم و یا بانکومت برای خرج هایم نگاه نکنم. آیا مردها هم کمی به مستقل شدن فکر کرده اند؟ هیچ آدم وابسته ای جذاب و گیرا نیست.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.