پیامکِ کمک

«از آشنایی تا رابطه، مرحله‌ای بی‌نام در فرهنگ ما»

بامداد

ما (من و دوستانم)  بعد از لیسانس یک قراری با هم گذاشتیم که هر قرار آشنایی را یک بار برویم و فرد مورد نظر را ببینیم. در واقع به دنبال یک دوست‌پسر موجه بودیم. تقریبا یک ماه بعد از این قرار، متوجه شدیم که مشکلاتی شبیه به هم داریم. مثلا یک بار فرد مورد نظر که دانشجوی دکتری بود و در یک پژوهشگاه نیز کار می‌کرد به دوستمان گفته بود از ساعت هشت صبح تا پنج بعدازظهر به او زنگ بزند و حدس همه‌مان این بود که فرد مورد نظر متاهل است و ادامه‌ دادن با این فرد کار بی‌خودی است. بعد از همین قرار بود که پیامک کمک را اختراع کردیم.

مکانیسم این پیامک به این شکل بود که وقتی فرد مورد نظر صحبت‌هایی می‌کرد که نشانه‌هایی از درخواست سکس، متاهل بودن و یا درگیر بودن در یک رابطه‌ی دیگر را داشت، دوست ما یک اس‌ام‌اس با جمله کمکم کن (help me) به یکی از ما می‌فرستاد و یکی از ما به او زنگ می‌زد و می‌گفت: «نیم ساعت دیگه جلوی تئاتر شهر باش، می‌خوایم بریم تئاتر.» و این گونه بود که قرار آشنایی اول به خوبی و خوشی تمام می‌شد.

مشکل دیگر، بحث حساب کردن کافه بود، در آن زمان فکر می‌کردیم اگر با فردی برای آشنایی به کافه بریم و نخواهیم با او ادامه دهیم، اگر او کافه را حساب کند مصداق دخترهایی می‌شویم که آویزان هستند، بنابراین در یک اقدام آوانگارد تصمیم گرفتیم مخارج قرار کافه‌ی دفعه‌ی اول با هر فردی را خودمان حساب کنیم که بعدها نگویند «عجب دختر آویزونی بود!»

از آن روزها تقریبا ده سال می‌گذرد و تقریبا همه‌ی ما بعد از بارها سعی و خطا دوست پسرهایی یافتیم و اغلب با آن‌ها ازدواج کردیم و زندگی خوبی داریم و با یادآوری آن اتفاقات اغلب می‌خندیم، اما نکته‌ای که حائز توجه است این است که این دوره برای ما به صورت سعی و خطا سپری شد و مثل همه‌ سعی و خطاها مشکلاتی داشت که تا آن را شروع نکردیم متوجهش نبودیم، بنابراین برایش راه‌حل هم نداشتیم.

به نظرم درجا زدن در این دوره سعی و خطا چندان هم خوب نیست، هرچند از سمت و سوی دیگر قوانین کلی نیز در این مورد وجود ندارد.

Advertisements

2 نظر برای “پیامکِ کمک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.