دوست دل‌شکسته ما

«خشونت علیه مردان»

بعد از ظهر

او تنها فرزند خانواده بود. جنگ ایران و عراق که شروع شد والدینش از ترس خدمت سربازی و کشته شدنش او را با مکافات و مشکلات زیاد به غربتستان فرستادند. به قول خودش تا به غربت و دور از مهر پدر و مادری و زبان جدید و غیره عادت کند، پدرش درآمد. دلش خوش بود که با دختری ایرانی ازدواج می‌کند و محیط خانه‌اش رنگ و بوی وطن می‌گیرد. با همین هدف نیز خانواده‌اش را مامور پیدا کردن همسر دلخواهش کرد. قرار گذاشته شد و خانواده‌ها همدیگر را در ترکیه ملاقات کرده و دختر و پسر به توافق رسیدند. سرانجام عروس خانم آمد و دوست ما داماد شد.

یکی دو ماه اول همه چیز آرام به نظر می‌رسید. اما با گذشت زمان چهره مرد جوان را آشفته و نگران می‌دیدیم. می‌گفت: «هنوز از گرد راه نرسیده ایراد می‌گیرد که درآمد من کافی نیست، که این آپارتمان شبیه لانه مرغ است، اینها مبل نیستند که، نیمکت مدرسه،اند و مبل‌های خانه باباش چرم خالص بودند… خسته‌ام کرده است . تا پیشنهاد می‌کنم که اگر دوست ندارد می‌توانیم جدا شویم. مسئله مهریه را پیش می‌کشد که بسیار است و توان پرداختش را ندارم. خلاصه که زندگی‌ام جهنم شده است.»

دلداری‌اش دادیم. گفتیم: «غم غربت سبب این حرفها و رفتارش می‌شود. صبر کن به این اوضاع عادت می‌کند. یک بار بفرست به ایران برود و برگردد حالش بهتر می‌شود.» بیچاره قانع شد. دو سه سالی سکوت پیشه کرد. زنش زبان یاد گرفت و کاری برای خود دست و پا کرد. دوستمان با حالی پریشان پیشمان آمد و خبر داد که زنش شب‌ها بدون اطلاع و اجازه او با دوستانش قرار گذاشته و از خانه بیرون می رود. در جواب «کجا بودی» می‌گوید ما اینیم خوشت نمی‌آید؟ به سلامت. آخرین باری که به ایران رفته علیه او شکایت کرده و مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است.

سرانجام این زوج به طلاق کشید. زن جوان در جواب نکوهش ما گفت که عاشق چشم و ابروی این پسر نبود. با او ازدواج کرد که به اروپا بیاید. حالا هم خیلی خوب می تواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد و احتیاجی به آقا بالاسر ندارد. دوستمان را می‌گویید؟ خدا می‌داند چه رنجی کشید. غرورش شکست. اعتماد خود را نسبت به دختران و زنان ایرانی از دست داد. او که تلاش می‌کرد مشکل خدمت سربازی‌اش را حل کند و گذرنامه ایرانی بگیرد و با پس‌اندازش در وطن خود خانه بخرد، منصرف شد.

این نوع رفتار ستم به روح و روان مردی بود که می‌خواست زندگی‌اش را با وجود زنی ایرانی گرم کند.

2 نظر برای “دوست دل‌شکسته ما

  1. بسيار چرند بود. مردي كه خانواده اش را براي پيدا كردن همسر بسيج ميكند بايد آماده موارد اينچنيني هم باشد.

    لایک

    1. احسان خان فرقی نمی کند یا خانواده بسیج شوند یا خود مرد مستقیما اقدام کند. زنهائی هستند که خود را عاشق نشان داده و بعد از رسیدن به مقصد، مرد را رها می کند. متاسفانه این موارد کم نیستند.

      لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.