معمولی‌های اعدامی

«پدوفیلی»

عصر

چند سال پیش درجلسه‌ای مقرر شد تا با یک پدوفیل، مصاحبه کنیم. ولوله‌ای به پا شد، تقریبا هیچ فردی حاضر نبود این کار را انجام دهد، اما تقریبا مجبور بودیم که این کار را انجام دهیم، چند ماه بوروکراسی اداری را پشت سر گذاشته بودیم تا این امکان مهیا شده بود. در واقع خودمان هم بعید می‌دانستیم این فرصت ایجاد شود.

روزی که قرار بود این مصاحبه انجام شود، منتظر یک اکوانِ دیو بودیم، فرد مورد نظر که وارد شد همه از پشت پنجره نگاهش می‌کردیم که ناگهان یکی گفت: «این که شکلِ بقیه‌ی آدم‌ها است». حرفش هم درست بود، فرد مورد نظر، مردی حدود چهل ساله با موهای جو گندمی بود. معمولی بود. مردی که شاید هر روز در خیابان می‌دیدیم و از کنارمان رد می‌شد. معمولی بودنش بیشتر هیجان‌زده‌مان کرد.  با دهان باز به یکدیگر می‌گفتیم: «مگر می‌شد مردی به این اندازه معمولی برای ارضای نیازهای جنسی‌اش با بچه‌ها رابطه داشته باشد؟ مگر رابطه با فردی هم سن و سال خودش چه مشکلی داشت؟» برخلاف صحبت قبلی که فردی حاضر نبود با او مصاحبه کند، برای مصاحبه با او داوطلب هم داشتیم.

مصاحبه انجام شد و برای من فقط ترس ماند، ترس از معمولی بودن این آدم‌ها، ترسی که هنوز وقتی به بچه‍دار شدن  فکر می‌کنم جز یکی از موانع اصلی بچه‌دار شدنم است. آدم‌های معمولی که ناگهان با دیدن بچه‌ای دچار تهییج جنسی می‌شوند و دست به هرکاری می‌زنند تا بتوانند به نیاز جنسی خود پاسخ بدهند. تهییج جنسی که هیچ فرمولی ندارد که چه اتفاقاتی رخ می‌دهد که این میل برانگیخته می‌شود و این برانگیختگی قانونی ندارد، مثلا این گونه نیست که اگر لباس بچه‌ها بنفش باشد متعلق علاقه‌ی این آدم‌های معمولی قرار می‌گیرند. در واقع راه پیشگیری از رخ دادن این ماجرا وجود ندارد.

با تمام احترامی که برای ابنا بشر و جان انسان‌ها  قائل هستم و با شرمندگی تمام، باید اعتراف کنم که  اگر قانون‌گذار بودم بدون ذره‌ای تردید مجازات این عمل را اعدام اعلام می‌کردم.

Advertisements

2 نظر برای “معمولی‌های اعدامی

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.