امان از تو ای مقام

«پدوفیلی»

بعد از ظهر

پدر خیلی از بیماران روانی درآمد، به جای درمان صحیح و انسانی برای خیلی‌هاشان زندان و شکنجه و تهمت و طرد و مرگ تجویز شد، تا بشر دو پا بفهمد هر چیز غیرمعقولی از نظر او، شیطانی نیست. بشر چون دلیل این رفتارها را نمی‌دانست، پناه برد به دامان همان که فکر می‌کرد جواب همه سوال‌هایش را دارد و برای رستگاریش است که زجرش می‌دهد. پناه می‌برد و استغاثه می‌کرد و دیگری را که عجیب رفتار می‌کرد، زجر می‌داد تا بر عدم آگاهی‌اش سرپوش بگذارد. درد را نمی‌شناخت و درمان را نمی‌دانست.

از سرگذشت واقعی بیماران بخت‌برگشته اطلاعی ندارم، ولی داستان‌های سینه به سینه نقل‌شده حکایت رهایی نهایی از چنگال شیطان پلید را دارد، که نشانگر امید بشر است به شفا. داستان‌های تاریخی و مستند از برخورد با اینگونه بیماران اعصاب و روان، پایه‌گذار و ایده‌پرداز فیلم‌ها و قصه‌های جن‌گیری و شیطان‌بازی هستند، که با خدا و آدم‌های کشیش‌طور و صلیب و آب مقدس و دعا و هزار قلم متبرک به جنگ این شیطان می‌روند. ‌‌‌‌‌‌البته گویا نحوه مقابله با شیطان حلول‌کرده به طبقه اجتماعی بیمار نیز بستگی داشته‌است. اگر یک بخت‌برگشته‌ای حالات عجیب عصبی نشان دهد، باید دشنه را مستقیم در قلبش فرو کنند که شیطان سفیرکشان به درک واصل شود. ولی اگر عزیزکرده باشد به تخت می‌بندنش و با دعا شیطان را از بدن بیرون می‌کِشند و بعد می‌کُشند.

چنین احجافی در برخورد با مبتلایان را، در پدوفیلی می‌توان به عینه دید، حتی امروز. چون پدوفیل اعظم خودش یکجورهایی قانون‌گذار بوده و دلش می‌خواسته، وعظ کرده که ازدواج با دختر بچه ۹ ساله حلال است. دیگران یحتمل درآمده‌اند که لامصب تو دختر دوست داری، فکری به حال ما بکن. او هم سرپوش ملیحی مقرر کرده که در بهشت حوری و غلمان فت و فراوان است، وعده ما بهشت برین. گیریم او آن زمان قصد بدی نداشته و هوس نرانده، فقط چون خودش هم مبتلا بوده نخواسته از تک و تا بیفتد. بلاخره آدمیزاد است دیگر همیشه شرایط را مطابق میلش می‌چیند. علم پزشکی هم ول معطل بوده، جواب معترض هم که شمشیر بوده، بی‌خیال آن دوران می‌شویم، بقای عمر بازماندگان. امروز چه؟! امروزی که بر همگان مسجل است که این میل جنسی، میلی بیمارگونه و آسیب‌ اجتماعی و خود مسبب آسیب است. امروز که مسجل است این بیماری، باعث ویرانی آینده نسل بعد می‌شود، امروز که درمان‌ها مشخص است و روش تشخیص واضح. هنوز هم حکم، حکم ۱۵ قرن پیش است! هنوز هم می‌توانند کودکان را مجبور به ازدواج کنند.

بیماران شناسایی نمی‌شوند، فقط سرپوش گذاشته می‌شوند و توجیه عملشان به قسمی در روایات کشف می‌شود. که البته قضیه اختلاف طبقاتی همچنان به قوت خود باقی‌ست. هستند بیمارانی که برای تشخیص بیماریشان تلاشی نمی‌شود و به جای درمان، اعدام تجویز می‌کنند. کماکان حوری و پری بهشتی مهم است، و گاهی زمینی می‌شود. حتی گفته و نوشته‌اند که در  بعضی مجامع چنین عملی اگر برای فرار از گناه دیگر باشد، مجاز است. با سکوت خطای معلم روخوانی را لاپوشانی می‌کنند و بسیار مجرمان دیگر در زیر سایه بعضی قوانین پنهان می‌شوند. افرادی واقعا بیمارند و برخی تمارض می‌کنند. آنکه تمارض می‌کند بعید است مجازات شود. آنکه بیمار است بعیدتر که درمان شود. حکم هر دو نه به عملشان، بلکه به جایگاه‌شان بستگی دارد.

Advertisements