این احساس عجیب

«پدوفیلی»

پیش از ظهر

وقتی کوچک‌تر بودم توی کتاب‌ها می‌خواندم که بعضی‌ها از بچه‌ها استفاده جنسی می‌کنند و آن‌وقت‌ها فکر می‌کردم تنها دلیلش این است که زورشان به بچه‌ها می‌رسد و به بزرگترها نه، بعدتر توی کتاب دیگری خواندم که مردی با وجود داشتن همسر، تمایل به دختران کوچک داشت، دختران در سنی که هنوز هیکلشان شکل زنانه به خود نگرفته و تُردی و لطافت کودکانه دارند. این نوع علاقه عجیب که مسلما هست اما قابل سرزنش؟ نمی‌دانم.

نمی‌دانم در برابر کسی که تمایلی چنین شدید و عجیب دارد چه باید کرد. تنها چیزی که از آن مطمئنم اینست که کودک مسلماً رضایتمند نیست و هر رابطه‌ای که یک سمتش ناراضی باشد، از نظر من کاملاً نادرست است و اگر آن ناراضی کودک باشد که به طریق اولی نادرست است. اما مسالهٕ قضاوت در مورد تمایل چنین فردی، جدای از زشتی انجام عملش است.

در مثل مناقشه نیست، پس بیایید فرض کنیم من نوشیدن الکل را دوست دارم اما برای کبدم مضر است. مسلم است که خوردنش قابل سرزنش است اما علاقه‌ام چطور؟ اصلا علاقه‌ام هم بد است، اما آیا راهی برایش هست؟ قرصی، دوایی، جایگزینی، مشاوره‌ای، چیزی.

با همه این‌ها که گفتم؛ هنوز هم هضم موضوع برایم سخت است، کلاً در مسائل جنسی به نظر من موارد آنقدرها بغرنج نیست، فقط چون لذت مساله بیش از حد است؛ فرد احتمالاً خودش را می‌سپارد به دست تمایلاتش و امیدوار است بتواند توجیه خوبی هم – بعداً – برایش بیابد.

شاید مشاوره یا روان‌درمانی بتواند کمک کند – یادم باشد از یک روانشناس بپرسم – اما قدر مسلم نه می‌توانم حکم به کشتن این افراد بدهم؛ نه می‌توانم آن‌ها را با تمایل ناهنجارشان بپذیرم؛ اما با کاستن قدرت جنسی‌شان تا زمانی که درمانی بیابند – یک‌جورهایی –  موافقم.

Advertisements