نیمه تاریک ماه

«پدوفیلی»

سحرگاه

نمی‌دونم اون فیلمه رو دیدین که هنرپیشه وقتی می‌فهمه پسر شیطونه، با تمام وجودش گریه می‌کنه و فریاد می‌زنه چرا؟ گاهی وقتا بعضی چیزا این جورین. انتخابش نمی‌کنین، اون شما رو انتخاب می‌کنه. دست و پا می‎زنین، می‌خواهین پسش بزنین، گاهی می‌تونین، اما بیشتر اوقات زورتون نمی‌رسه. این جور وقتا باید کمک بگیرین. قبل از اینکه بشکنین و به بقیه هم صدمه بزنین باید کمک بگیرین. به نظر من، پدوفیلی، قبل از این که بخواد واسه خود آدم درگیر عادی بشه، یکی از اون چیزاست.

برای من جرقه متفاوت نگاه کردن به پدوفیلی زمانی زده شد که یکی از آشناهام تعریف کرد یکی از همسایه‌هاش توی امریکا پشت ماشینش نوشته بوده من یک پدوفیل هستم. اینو که گفت زدم زیر خنده و گفتم این مدلیشو دیگه ندیده بودیم. سلطان غم مادر و فلفل نبین چه ریزه هم پشت ماشیناشون می‌نویسن؟ آشنا گفت منم اوایل مثل تو فکر می‌کردم اما یه بار که پای صحبتش نشستم متوجه شدم واقعا پدوفیله و از این موضوع هم رنج می‌بره. اون شخص به آشنای من گفته بود سعی کرده به هزار و یک روش درمان کنه اما موفق نشده و بلاخره به این نتیجه رسیده به هر قیمتی باید جلوی آسیب زدنش به بقیه رو بگیره. پشت ماشینش نوشته، روی در خونه‌ش نوشته، توی محل کارش اعلام کرده، به صدای بلند به همه توضیح داده، از بچه‌ها فاصله گرفته و البته خیلیا حرفشو جدی نگرفته بودن و گذاشته بودن به حساب خل بودنش.

تا اون موقع برای من خود کلمه پدوفیلی مترادف با جنایت بود و اگه از من می‌پرسیدن چه مجازاتی برای آدم پدوفیل در نظر می‌گیری در نهایت خونسردی می‌گفتم «این آدمو باید مثله کرد. کشتن جواب نمیده. باید ذره ذره و با درد کشتش.» فقط بعد از شنیدن این جریان بود که برای اولین بار نسبت به این قضاوتم دچار تردید شدم. حالا دیگه به نظر من پدوفیلی یه جور گرایش جنسی بود. منتها چون طرف مقابل آدم پدوفیل کسی بود که در گروه سنی کودک قرار می‌گرفت و نمی‌تونست انتخاب داشته باشه و در صورت لزوم از خودش دفاع کنه، توی رده ناهنجاری‌های جنسی دسته‌‎بندی می‌شد. بعد از جدا کردن حساب پدوفیلی از جنایت، توی ذهنم حساب کسی رو که فقط پدوفیله با کسی که به خاطر پدوفیلی مرتکب جنایت می‌شه جدا کردم.

برای خود منم درک این تفاوت خیلی سخت بود، چون پدوفیلی موضوع قابل قبولی نیست و آدم درگیرمجبوره برای پوشش گذاشتن روی کارش فرد مورد آسیب رو ساکت کنه – حالا یا با رها کردن بچه بعد از تجاوز که اغلب منجر به مرگ در اثر خونریزی و آسیب‌های وارده میشه، یا کشتن بچه و از بین بردن تنها شاهد قضیه و یا ترسوندن بچه و اعمال خشونت و وادار کردنش به سکوت – در نتیجه ناخودآگاه اسم پدوفیلی همیشه با جنایت همراه شده. اما اگه به این موضوع مثل نیاز جنسی نگاه کنیم، نیازی که بیشتر آدما دارن و راه کنترلش رو هم بلدن و یاد گرفتن قرار نیست هر وقت میلشون کشید به طرف مقابلشون تجاوز کنن، اونوقت قضیه متفاوت می‌شه. یه مرز باریکی تعریف می‌شه که پیدا کردن و تعریف کردنش سخت اما ممکنه… یعنی هستن آدمایی که درگیر این موضوعن و در عین حال تمایلشون رو کنترل و حتی سرکوب می‌کنن و تحت هیچ شرایطی به دیگری آسیب نمی‌زنن. بنابراین قرار نیست وقتی موضوع پدوفیلیه الزاما متن در مورد تجاوز، جنایت و صدمه زدن باشه.

من نمی‌دونم کی و چطوری اما حتما یه روزی می‌رسه که علم بتونه راه حلی برای این موضوع پیدا کنه، راهی که بشه این آدمای متفاوت رو هم به شکل درست درون جامعه جا بده، اما تا اون موقع فکر می‌کنم آموزش فرد درگیر و اطلاع‌رسانی در جامعه و کنترل روابط اون فرد، مثل ممنوعیت حضورش توی محیطای مختص بچه‌ها بهترین گزینه باشه… کاری که اون آقای امریکایی کرده بود، کاری که قانون می‌تونه برای امنیت بچه‌ها براش ضمانت اجرایی تعریف کنه، یه کاری به جز اعدام یا شکنجه.

و آهان… از من می‌پرسین اگه این آدم پدوفیل به یکی از نزدیکان من آسیب بزنه بازم همین قدر شیک جواب می‌دم؟ در رابطه با اعدام و شکنجه، بله. همین قدر شیک! همون اندازه که رجم و سنگسار رو حتی برای شیطان هم دوست ندارم. اما اگه از ارتکاب رابطه جنسی با کودک می‌پرسین، جنایت باید مجازات در پی داشته باشه. مثل دزدی، مثل قتل، باید مجازات قانونی داشته باشه.

4 نظر برای “نیمه تاریک ماه

  1. این طرز فکر خیلی خطرناکه چون منتهی می شه به این دیدگاه که مجرمین آدم های متفاوتی با گرایشات مادرزادی و به نوعی طبیعی هستند.

    لایک

    1. فکر میکنم شما همون موقع که پیام گذاشتین، خودتون جواب خودتون رو دادین. وقتی که نوشتین مجرمین. اما یادتون رفت که کسی رو صرفا به دلیل داشتن گرایش خاصی نمیشه مجرم دونست. جرم وقتی پیش میاد که فرد در جهت اون گرایش به کسی آسیب بزنه.
      در مورد پدوفیلی این موضوع همیشه مطرح هست که هر حرکتی که در جهت این گرایش عمل کنه جرمه (همون طور که توی متن نوشتم به دلیل ماهیت طرف مقابل این افراد که کودکان هستن)
      اما من مثال کسی رو نوشتم که هرگز به کسی آسیب نزده، با خودش مبارزه کرده، این نیاز رو در درونش سرکوب کرده، از اون بالاتر به بقیه در این مورد هشدار داده، شما نمیتونین این آدم رو به صرف گرایش مادرزادیش، که بخشی از چیزیه که طبیعت بهش داده مجرم بدونین. میتونین؟
      تفاوت هست بین وقتی که شما نیازی رو در درونتون دارین و کنترلش میکنین، و وقتی که اجازه میدین اون نیاز شما رو کنترل کنه.
      تفاوت هست بین کسی که به طور مادرزادی پدوفیله اما خودشو مهار میکنه با کسی مرتکب پدوفیلی میشه.
      این دقیقا همون مرحله سختی بود که من هم به سختی ازش عبور کردم.

      لایک

  2. هیچ ادمی تا قبل از ارتکاب به جرم نمیشه که مجازات بشه من شخصا تو طول روز ده بار دلم میخاد یه عده را بکشم الان باید هزار باره تعدام شده باشم ادمیم که پدوفیله تا وقتی اسیبی به هیچ کودکی نرسونده خودش میدونه و روان بیمارش ولی اگر مرتکب جرم بشه به نظر من حتما باید اعدامش کنن وگرنه هر قاتل و متجاوزی می تونه هزار تا دلیل بیاره کودکی وحشتناک طرد شدگی از جامعه و… تازه الان که کشف شده حتی ژن قاتل شدن داریم و ارثیم هست با این حساب کلن نباید هیچ مجرمی را مجازات کرد و البته به نظر شخصی من اعدام برای برخی جرمها و برخی کشورها (از جمله ایران) خیلیم خوبه

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.