قانون یا تور ماهیگیری

«درک ما از عدالت در تقابل با واقعیت جهان»

عصر

دوستی می‌گفت عدالت دو سویه داره: سویه‌ی زنانه‌ی عدالت و بخش مردانه‌اش. توی بخش مردانه، همه چیز با عقل سنجیده میشه و در بخش زنانه، با شدت دلسوختگی. مثلا میشه که برای زنی که ده سال از کار و حضور در اجتماع به اجبار شوهرش محروم شده و می‌خواد ازش جدا شه مهریه و نفقه تعیین کنی و اسمش رو بذاری عدالت اما نمیشه بهای ده سال تخریب روانش رو با این مقدار پول – و هیچ مقدار پول – سنجید.

من الان چند ساله که درگیر یک پرونده ی حقوقی هستم. سال‌هاست که حداقل ماهی یکبار میرم دادسرا و چند ساعت از روزم صرف سر و کله زدن میشه تا ببینم جریان پرونده به کدوم سمت رفته. از زمان اعتراض اولیه‌ام تا الان که حکم جلب رو گرفتم بیش از چهار سال طول کشیده. درگیری، به یک قرارداد مالی می‌خوره و هیچ درگیری عاطفی توش وجود نداشته که بتونه بهمون ضربه ای بزنه یا کسی رو با اون یکی در موقعیت لجبازی قرار بده. بعد از چهار سال و یک عالمه ساعت رفت و آمد و یک عالمه وقت منتظر بودن و افت ارزش پول، الان من یک تکه کاغذ دارم که بر اساس اون می‌تونم کسی رو که ازش شکایت کردم بازداشت کنم. آدمی که این مدت چند بار آدرس عوض کرده و من دیگه بهش دسترسی ندارم.

از نظر قانون، عدالت اجرا شده. از نظر من اما نه. از نظر من قانون اجازه داده متهم از سوراخ‌های درشت قوانین قسر در بره و من رو سال‌ها اذیت کنه. از نظر دوستانم خیلی بهتر بود همون اول یه مبلغ ناچیزی صرف می‌کردم و دو سه نفر رو استخدام می‌کردم که نوازشش! کنن و کار زودتر به انجام می‌رسید. متاسفانه مبلغی که برای این کار لازم بود کمتر از بیست درصد ارزش از دست رفته در این پرونده است و همین گاهی من رو به فکر فرو می‌بره که کدوم راه درست‌تر بوده؟

1 نظر برای “قانون یا تور ماهیگیری

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.