سرود گل

«نوروزنامه»

شبانگاه

با همین دیدگان اشک‌آلود
از همین روزن گشوده به دود
به پرستو به گل به سبزه درود
به شکوفه به صبح‌دم به نسیم
به بهاری که می‌رسد از راه
چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دل‌هایمان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی‌خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشم‎مان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
سر راه شکوفه‎های بهار
گر به سر می‎دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود…

«فریدون مشیری، بخشی از شعر سرود گل»

کارت پستال

 

2 نظر برای “سرود گل

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.