صورت چروکیده‌ی من یا او؟

«ازدواج با اختلاف سنی زیاد»

شامگاه

خواهرم از آن دخترها بود که ایده‌آل توی ذهنشان دارند برای همسر آینده. قدش فلان قدر، تحصیلاتش بهمان اندازه، سنش؟ در این یک مورد هنوز تصمیم قطعی نگرفته بود وقتی درسش که تمام شد نشست توی خانه تا برایش خواستگار بیاید. همینقدر می‌دانست که نمی‌خواهد تفاوت سنی خیلی کمی داشته باشند چون به نظرش پسرهای همکلاسی‌ش همه یک مشت بچه بودند. فکر می‌کرد اگر با یکی همسن آنها ازدواج کند زندگی نیست که بچه‌بازی‌ست. اولین خواستگاری که پدر و مادر سرش توافق داشتند به واسطه‌ی فامیل معرفی شده بود. ظاهر و تحصیلاتش هیچ شباهتی به ایده‌آل‌های خواهر کوچیکه نداشت، اما همین که ده سالی بزرگتر بود و آرام و باوقار، بله را گرفت. چند سال اول زندگی خوب بود. خواهرم هنوز از اینکه خودش پر شر و شور باشد و شوهرش آرام و ساکت، اذیت نمی‌شد. به نظرش اصلا تعادل یعنی همین. سه چهار سال بعد اختلافاتشان شروع شد، یا بود و تازه علنی شد. و هر جا که قرار بود با صحبت مشکلات حل شود، و هر یک از طرفین گوشه‌ای از رفتارش را درست کند، مرد که سنی ازش گذشته بود حاضر به پذیرش اشتباه و به طبع آن تغییر ایجاد کردن در رفتارش نبود و خواهر هم بچه‌تر بود و لجباز. خلاصه که هنوز هم که هنوز است با هم زندگی می‌کنند ولی هر از گاهی کوه آتشفشان فوران می‌کند، فورانی.

دوستی داشتم، همکارم بود، شوهرش سه سالی از خودش کوچکتر بود. خودش اولین بار از اختلاف سنشان گفت وگرنه شاید هیچکدام متوجه نمی‌شدیم. از سنی به بعد تفاوت سن کم به چشم می‌آید. برای این دوستم اما تفاوت سن مهم بود، یعنی به نظرش از دید ناظر بیرونی مهم بود. هر بار به مناسبتی هدیه‌ای برای همسرش می‌خرید این را هم ذکر می‌کرد که نمی‌دانم پسرهای به سن او چه چیزی دوست دارند. یکبار بهش گفتم تو که آنقدر کوچکتر بودن همسرت برایت مهم است چرا باهاش ازدواج کردی؟ گفت عاشق شدم، هستم. و همه‌ی ترسش این بود که روزی مرد به زنی جوان‌تر بربخورد، یادش بیفتد صورت زن خودش چقدر چروکیده شده و بگذارد برود. گفتم باور کن کسی که روزی بخواهد رهایت کند بهانه‌اش را پیدا می‌کند، به تفاوت سن ربطی ندارد، تا با همید خوش باشید. اینها را که می‌گفتم نمی‌دانستم چند سال بعدتر با دوستی آشنا می‌شوم که درست شرایطی مشابه همین دوستم دارد و روزی همسر جوان‎ترش به هوای زنی مسن‌تر از زن خودش، زندگی مشترک را رها می‌کند و می‌رود.

به نظرم این اختلاف سن دو نفر نیست که رفتارشان در زندگی مشترک را تعیین می‌کند اما مسایلی هست که وقت تصمیم‌گیری برای ازدواج باید در نظر گرفت. مثل این که: اگر زن یا مرد بزرگ‎تر است، طرف دیگر ماجرا مطمئن شود قرار نیست تحت قیمومیت قرار بگیرد، یا در حالت اختلاف سن زیاد از انعطاف‌پذیری و اهل گفتگو بودن طرف مقابل اطمینان داشته باشیم، یا اگر خلاف نُرم ازدواج می‌کنیم (مثل وقتی زن بزرگتر از مرد است) اول از همه خودمان برایمان پذیرفته باشد این مساله و مدام نگران حرف دیگران نباشیم.

Advertisements