خم می‌شوم زیر بار نقشی که به جای تو بازی می‌کنم…. ای بابا… ای بابا…

«پایان دادن به چرخه خشونت»

باغچه‌ی همسایه: از وبلاگ دو ققنوس روی کاناپه

موضوع این هفته ی وبلاگ زنان رقصنده پایان دادن به چرخه‌ی خشونته… هی خوندم و رد شدم و گفتم من که توی این چرخه نیستم. هی خوندم و رد شدم و گفتم خوبه که من هیچوقت توی این چرخه نبودم.

تا اینکه خریت اپیدمی‌ست رو خوندم و یهو به خودم نگاه کردم و گفتم به به چه خری، چه سری، چه دمی، عجب پایی. و به راستی که خریت اپیدمی‌ست. خشونت دیدم و ورزیدم… اصلا چرخه همینه. نه اینکه توی خشونت گیر بیفتی. یعنی اینکه خشونت ببینی و خشونت بکنی.

تا بخوای هم خشونت دیدم. خشونت پنهان و آشکار. از نزدیک و دور. و خشونت ورزیدم. بیشتر از همه به خودم و بعد به بچه‌هام که نزدیک‌تر از همه به من بودند. و هنوز هم مشغول ورزیدنم به کسایی که زورم بهشون می‌رسه. برای اینکه نمی‌تونم سرم رو صاف بگیرم و بگم نه. برای اینکه می‌ترسم.

همیشه گفتم هرنوع خشونتی از ترس میاد و خشن‌ترین آدم‌ها ترسوترین اونهان. اونا میترسن. از طرد شدن از تنها شدن از ضربه خوردن از شکست از تحقیر و … می‌ترسن. برای همین خشونت می‌کنن. ای خر خوش‌خط و خال. تو هم توی همین اپیدمی مشغول چرخیدنی.

Advertisements