ما فقط دوستیم… دوست اجتماعی

«رفاقت بین دو جنس مخالف»

عصر

شب، داخلی، خانه، همین لحظه

زن: «اجاره خونه‌اش عقب می‌افته، زنگ می‌زنه به تو. با مادرش دعواش می‌شه، زنگ می‌زنه به تو. از سر کار می‌خوان اخراجش کنن زنگ می‌زنه به تو، با دوستاش به مشکل می‌خوره زنگ می‌زنه به تو، حالا شوهر خواهرشم چکش پاس نشده زنگ زده به تو؟ آخه مگه تو موسسه قر‌ض‌الحسنه‌ای؟ وکیلی؟ وزیری؟ مشاور خانواده‌ای؟ رئیس بانکی؟ تو چکاره حسنی که ایشون راه به راه شماره تو رو می‌گیره؟ اونقدی که وقت می‌ذاری برای گوش دادن به این آدم تا حالا به من گوش دادی؟…»

مرد: «تو درکت به این مسائل نمی‌رسه. مدرن نشدی. مفهوم دوست اجتماعی رو نمی‌فهمی. بابا ما دوستیم. دوست اجتماعی. خیلی قبل از اینکه من با تو آشنا بشم و ازدواج کنم اون بوده. به نظر تو دوستی اجتماعی فقط بین دو تا دختر و دوتا پسر طبیعیه. هر رابطه‌ای خارج از این باید بهش یه کاتالیزور اضافه کنی که توی قواعد سفت و سخت سنتی تو جاش بگیره. طرف حتما دوست دخترشه، زنشه، معشوقشه…»

پیش‌ از ظهر، خارجی، مقابل خانه‌ای در یکی از خیابان‌های مسکونی یک محله متوسط، چند روز بعد آن لحظه

زن: «الو، سلام. ببین من صبح که رفتم کلیدمو جا گذاشتم. پشت در موندم. کجایی تو؟ الو… صدا نمیاد؟ می‌گم موندم پشت در کلید ندارم. تو سر کاری؟»

مرد: «نه، من زدم بیرون. برو خونه مامانت میام از اونجا ورت می‌دارم. اومدم کرج ماموریت. دو سه ساعت کارم طول می‌کشه. برو اونجا من میام دنبالت کارم تموم شد.»

ظهر، داخلی، خانه مادر، همان روز

زن: «الو، برگشتی؟ الان اداره‌ای یعنی؟ من خیلی خونه کار دارم. میام اداره کلید بگیرم. نه نمی‌تونم صبر کنم تا عصر. کلی کار دارم که باید تا شب تحویل بدم دو ساعت زودترم برسم خونه دو ساعته. اومدم. خداحافظ…»

ظهر، خارجی، مقابل ساختمان اداره‎‌ای در مرکز شهر، همان روز

مرد: «خوب جونم. اوقات خوشی بود. به موقع رسیدیم نیومده هنوز. رسیده بود تا حالا دو هزار بار زنگ زده بود. من برم تا سر نرسیده، بدشانسی شد دیگه. قفلی زده که بره خونه. به من زنگ بزن رسیدی باشه؟»

زن نشسته روی پله‌های ساختمان به انتظار که چشمش خیره می شود روی  پژوی سفید ۴۰۵ که با شتاب می‌ایستد و ترمز می‌کند. مرد با عجله با پالتویی که یک آستینش را به بر کرده و یکیش آویزان است گونه زن راننده را می‌بوسد و پیاده می‌شود و از ورودی ساختمان می‌دود به سمت آسانسور. خانم راننده و مرد فقط  با هم دوستند، دوست اجتماعی …

این ماجرا واقعی است و شباهت میان شخصیت‌ها با آدم‌هایی که می‌شناسید هیچ وجه تکذیب نمی‌شود.

4 نظر برای “ما فقط دوستیم… دوست اجتماعی

    1. متاسفانه همینطوره ماهرخ عزیز، حس بدی میگیره آدم، اما فراموش نکنید این قاعده نیست، تجربه تلخی است که برخی دارند

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.