بگذاریم که احساس هوایی بخورد

 «روابط عاطفی و جنسی مادر مجرد، آسیب یا امنیت؟»

پیش از ظهر

در ایران، زنی که به دلیل فوت، همسر خود را از دست می‌دهد، یا تنها می‌ماند و یا ازدواج می‌کند، حالت دیگری را عرف برنمی‌تابد و وی را در مظان اتهام قرار می‌دهد،یعنی زن نمی‌تواند (این که این اتفاق در ایران رخ می‌دهد بحث دیگری است) دوست پسر داشته باشد یا ازدواج سفید کند.

من زنان بسیاری را می‌شناسم که در سن بالای پنجاه سالگی همسر خود را از دست می‌دهند، فرزندان‌شان ازدواج کرده‌اند و ایشان اغلب تنها زندگی می‌کنند. به نظرم مشکل این زنان برای ازدواج، دید خود ایشان به این مقوله است. در واقع ایشان با  پیش زمینه‌ی ذهنی خود که نشات گرفته از جامعه پذیری‌شان در فضای ایران است تصمیم می‌گیرند که ازدواج نکنند (دقت کنید تصمیم می‌گیرند که ازدواج نکند، یعنی امکان انتخاب بین ازدواج کردن یا نکردن را از خود می‌گیرند) در حالی که فرزندانِ ایشان که حداقل یک نسل بعد از ایشان هستند، اتفاقا این را جزیی از حقوقِ مادر خود می‌دانند که امکان انتخاب ازدواج کردن یا نکردن را داشته باشد و به انتخاب او نیز احترام می‌گذارند.

 در واقع مساله این است که مادر از حقوق خود چشم‌پوشی می‌کند تا مورد طعنه‌ی عرف واقع نشود در حالی  که فرزندان و همسران‌شان‌ که قسمتی از عرف هستند بر این باورند که این حقوق برای مادر محفوظ است. گویی پوست‌اندازی در عرف صورت گرفته و مادران از آن بی‌اطلاع هستند.

اگر خواننده‌ی این متن هستید و مادرتان، همسرش را از دست داده است، لطفا حقوق مادرتان و دگرگونی عرف را برایش تشریح کنید و اجازه دهید‌ وی انتخابگر باشد نه مصلحت‌اندیش. کما اینکه نتیجه‌ی نهایی انتخابگری و مصلحت اندیشی‌‌اش یکسان باشد.

Advertisements