پدر و مادر شما متهم نیستید! مسئول هستید.

«نقش حاشیه‌ای پدران ایرانی در تربیت فرزند»

شبانگاه

دبستان که می‌رفتم دوستی داشتم که بچه یازدهمِ خانواده بود. درس نخوان بود. هر وقت موقع اومدنِ اولیا به مدرسه بود، زنِ برادرش می‌آمد. یک روز معلم مان سر کلاس بهش گفت: «اصلا بابات می‌دونه کلاسِ چندم هستی؟» او هم گفت: «اصلا بابایِ من نمی‌دونه که من هم بچه‌اش هستم.»

الگوی زندگی سنتی در ایران این گونه است، پدر هزینه‌ها را تامین می‌کند و مادر مسئول مراقبت بچه‌ها است، گویی پدر، مادر را استخدام کرده است تا در قبال هزینه‌های بچه‌ها، مادر مادری کند. هر اتفاقی هم که برای بچه‌ها رخ دهد، مادر پاسخگو است و همه تقصیرها به عهده‌ی وی است.

در این الگو پدر نقش حاشیه‌ای ندارد و نقشش به  یک اسپرم و تامین‌کننده هزینه‌ها تقلیل می‌یابد. در این الگو اغلب پدر نمی‌داند بچه‌ها چه می‌کنند، چه مشکلاتی دارند، چه اهدافی دارند. با یک پدر بیولوژیک هیچ تفاوتی ندارند… اغلب زود پیر و زمین‌گیر می‌شود و سالیان درازی در بستر بیماری به سر می‌برد و از بچه‌ها، انتظار مراقبت و محبت دارد. چرا؟ چون بچه‌ها را بزرگ کرده‌اند، یعنی بزرگ کردن بچه‌ها کافی است. اتفاقی که مشمول گذر زمان است تبدیل به بزرگترین رسالت پدر می‌شود.

اما زندگی کنونی در ایران این الگو را نمی‌پذیرد. البته این عدم پذیرش به معنای عدم وجود این الگو در ایران نیست. الگوی مورد پذیرش زندگی کنونی حضور و مسئولیت‌پذیری پدر و مادر همزمان است. در زندگی کنونی نقش والدین در تربیت بچه‌ها ارتباطی با جنسیت ندارد و در کلیشه‌های جنسیتی نمی‌گنجد.

من بچه ندارم ولی اگر روزی مادرِ یک دختر شوم ترجیح میدهم کلیات مسائل مربوط به پریود را ابتدا پدرش برای او بگوید و سپس من به همراه پدرش جزییات را بگویم. تصور اینکه دخترم پریود را امری زنانه بداند و فکر کند آن را باید از مردانِ زندگی‌اش پنهان کند برایم آزار دهنده است.

Advertisements