چشم‌هایم را بستم و خودم را درآغوش مهربانش دیدم

«ترانه درونی»

بعد از ظهر 

فکر می‌کردم به ترانه درونی‌ام، ولی هر چه بیشتر کاوش کردم از خودم هم ناامید شدم و هم حیرتزده. خودم را موجودی شاد و سرزنده می‌شناسم ولی ترانه‌هایی که به خاطرم آمده‌بودند، همگی آکنده از مفاهیم دلتنگی و تنهایی بودند و یکجوراهایی غصه‌دار و همه‌اش آه و وای که چقدر دورم از خانه و یار و دیار.

خب دخترجان چه مرگت است؟ یارت ور دلت، کلید خانه‌ات در جیبت و دیارت هم همانجاست که دلت خوشست. می‌ماند مادرم، آه وااای مادرم بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرها. ول کردم حیرتم را که بیا بنویسیم که خدا، اگر وجود داشته باشد و روزی ثابت شود، ته قلب آیینه‌ست، مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه‌ست، حصار سینۀ مادری که خدای امید است، از همیشه گفتن وقتی که هیچی موندنی نیست، چه کاریست آخر؟!

صد دفعه گفته که در حال زندگی کن، نه در خماری آینده و نه در خواب و خیال گذشته. چشم بسته‌ام رو تو بیا به سپیده واکن … بوی پیرهنت که بیاد لحظه دیدنه… چه لحظه شیرینی ولی حیف که الآن خیلی ازم دورست. چه باک! یادش که ‌آمد غم و غصه را همانجایی که بودند میخکوب کرد، اسمت رو مثل یه غزل عاشقانه می‌گم و مثل مادرم با دستم ژست بشکن گرفتم و نا نای ناااای.

 

مهستی، بیا بنویسیم

بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا
بیا بنویسیم روی آب، روی برگ، روی دفتر موج، رو دریا

بیا بنویسیم که خدا، ته قلب آینه‌س
مثل شور فریاد یا نفس، تو حصار سینه‌س
با هم میشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست،
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست

با صدا میام همه جا تو رو می‌نویسم؛
روی آیینه، گریه‌هام؛ گونه‌های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا
بیا بنویسیم روی آب، روی برگ، روی دفتر موج، رو دریا

توی خواب خاک، ریشه ها، موسم شکفتن
همصدای من می‌خونن، وقت از تو گفتن
چشم بستمو، تو بیا به سپیده وا کن،
با ترانه نفسات، باغچه رو صدا کن

با صدا میام همه جا تو رو می‌نویسم؛
روی آیینه، گریه‌هام؛ گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا
بیا بنویسیم روی آب، روی برگ، روی دفتر موج، رو دریا

با ترانه نفسات من ترانه می‌گم،
اسمتو مثه یه غزل، عاشقانه می‌گم،
بیا که دیگه وقتشه، وقت برگشتنه؛
بوی پیرهنت که بیاد، لحظه دیدنه