مجال پریدن از قفس

«وقتی رابطه‌ای لو می‌رود، چرا زن همیشه بیشترین هزینه را می‌پردازد»

بامداد

من نه ادعای علمی بودن فرضیه‌م رو دارم و نه اصلا محقق و پژوهشگرم که بتونم با آمار و فلسفه و تاریخ و کولیس و ورنیه نظریه‌م رو اثبات کنم اما نیمه بدبین ذهن من میگه از زمانی که مادرسالاری توی دنیا حکم‌فرما بوده، این ایده به وجود اومده که زن رو از مصدر قدرت جوری بکشن پایین که تا ابد بدهکار و محکوم باقی بمونه. از اون موقع تا حالا همه سازوکار دنیا (طبیعت نه، دنیا، دنیایی که دنیای مردونه‌ست و مردها برای همه ما ساختن) بر این مبناست که زن محدود بشه، سرجاش بشینه و آستانه پروازش کنترل بشه. اونقدر هم نهادهای نظارت تا جزئی‌ترین لایه‌های اجتماعی نفوذ کردن، که بدون این کنترل، کل سیستم بهم می‌ریزه و دنیای مردونه از هم پاشیده می‌شه.

این موضوع اول از خانواده شروع می‌شه. زن تحت سلطه مردهای خانواده‌ست و توسط پدر، برادر، پدربزرگ و عمو و بعدها همسر و پسر و حتی داماد کنترل می‌شه. اگه زنی بی‌پروا باشه و خانواده نتونه کنترلش کنه، یا اصلا برعکس، مردهای اون خانواده بنا به هر دلیلی به دنبال پر و بال دادن به دختر/زن خونه باشن، جامعه وارد عمل میشه و خانواده رو تحت فشار روانی می‌ذاره: برچسب بی‌غیرتی می‌زنه، مزاحمت درست می‌کنه، مدعی حفظ ناموس محله، شهر، کشور، جامعه می‌شه و به عنوان بچه باغیرت ایفای نقش می‌کنه. حالا اگه تحت هر شرایطی جامعه هم از زیر بار این مسئولیت شونه خالی کنه، یا در اثر هر اتفاقی مثل رشد تدریجی و فرهنگ‌سازی مستقل، به این نتیجه برسه که به زن پر پرواز بده، نوبت به نهاد قدرت می‌رسه، دولت، حکومت، قانون، پلیس امنیت و هزار اسم و عنوان دیگه که ارزش گفتن و نوشتن نداره و حداقل برای خواننده ایرانی ملموس و قابل درکه.

حالا بیاین تصور کنین که زنی همه این موانع رو پس بزنه، یعنی زیر بار زور و ظلم و کنترل خانواده نره، از پس اجتماع دور و برش هم بربیاد، با همه موانع حکومتی هم مبارزه کنه… فکر می‌کنین تمام میشه؟ باید بگم متاسفانه نه. چون اون وقت بحث هزینه دادن پیش میاد. یعنی میگن آهان، حالا که نتونستیم کنترلت کنیم باید هزینه بدی، این هزینه هم از چیزای سخت عاطفی مثل طرد شدن از اجتماع و زدن تهمت و اتهام یا قوانین مربوط به حضانت و سرپرستی بچه شروع می‌شه، تا درگیریهای سخت قانونی مثل نداشتن حق طلاق و حتی خطرات جدی جانی مثل سنگسار یا اسیدپاشی. مهم هم نیست که واقعا زن جرم خاصی مرتکب شده یا نه. همین قدر که تن به قواعد دنیای مردونه نداده باشه، برای دنیای مردسالار این اجازه صادر شده که هر نوع هزینه‌ای رو به زن تحمیل کنه.

ربط مستقیمی به بحث ما نداره. اما قوانین دنیای مردونه اونقدر خشن و بی‌ترحم هستن که حتی پای خودشون رو به قوانین طبیعت هم باز کردن. یه نمونه ساده‌ش سن… توی جامعه مردسالار اگه زن و مردی که بعد از بیست سال زندگی مشترک از هم جدا بشن، آقا توی پنجاه سالگی میره دنبال دختر بیست و پنج ساله، خانم توی چهل و پنج سالگی فکر می‌کنه که دیگه ازش گذشته و اگه از بد حادثه یه کمی هم محجوب باشه بهترین پیشنهادی که می‌گیره از مردهای شصت سال به بالاست. اعتراض هم بکنی، گواه پیری زن رو از طبیعت طلب می‌کنن.

.

متن بالا قطعا با توجه به جامعه ایرانی، در مقطعی که زن از نظر فکری به بلوغ و مجال پریدن از قفس رسیده، اما جامعه و خانواده هنوز در گذار از سنت به مدرنیته گیر کرده، نوشته شده.

Advertisements

2 نظر برای “مجال پریدن از قفس

    1. دنیا با مادرسالاری و طبیعت گرایی شروع شد.
      بعدها تمام نمادهای مادرسالاری و طبیعت گرایی به شیطان پرستی و دین ستیزی نسبت داده شد.
      قاطی این مسائل هم نشیم… جایی نشونم بدین که پر پرواز زنی رو نچیده باشن.

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.