گیس بریده‌ها

«وقتی رابطه‌ای لو می‌رود، چرا زن همیشه بیشترین هزینه را می‌پردازد»

نيمه شب

با برملا شدن رازها، هزینه‌های زیادی باید پرداخت، که میزانشان بستگی به خیلی چیزها دارد؛ یکی‌شان هزینه اجتماعی است، مثل تلاش برای ورود دوباره، کسب اعتبار دوباره و … . می توان خوش‌بین بود که جامعه در کسوت دادگاهی صالح و منصف و بدون پیش‌فرض ظاهر شده و هزینه‌ها را برآورد کند. اما این بیشتر برای از ما بهتران مصداق دارد. یک زنِ در ایران زیسته و رشدکرده می ‌داند که برای هر کار و بلندپروازی و خواسته‌اش باید اندکی رو و سرتقی و پوست کرگدن به عنوان هزینه اضافی در جیب بغل برای روز مبادا داشته باشد. دیگر رابطه پنهانی که سر شاخش است!

قانون برای مردم یک جامعه حکم پدر یا آموزگار را دارد، فرقی ندارد قانون شرع یا مملکت، پدری‌ست که الگو قرارش می‌دهند، بر سر هرکی زد بر سرش می‌زنند، هر که را حمایت کرد از او حساب می‌برند. حالا این پدر یکی از بچه‌هایش را بیشتر از دیگری دوست دارد و همیشه حق را به او می‌دهد، بچه بدِ هم هر قدر که اعتراض کند و سرتق باشد و زیربار نرود یا بینوا اصلاً کاری نکرده باشد، بلاخره باورش می‌شود که جایش همانجا در موضع ضعف است. هم خودش یاد می‌گیرد، هم فک و فامیل و دوست و آشنا باورشان می‌شود. و تا صدای جیغ و دعوای بچه‌ها از کوچه بیاید، این گیس بریده نفرین می‌شود که معلوم نیست باز چه آتشی سوزانده، همین خودش می‌شود عرف جامعه و مصداق هزینه تحمیلی. با قوانین جانبدارانۀ مملکت ما، دیگر تصور اینکه با برملا شدن یک رابطه پنهانی هر چه که باشد، رای اول و خام جامعه این است که حتماً مرد بی‌تقصیر بوده و زنک یا خوش خط و خال است یا سلیطه‌ و وردی خوانده به گوش مرد، دور از انتظار نیست. هر چند تلاش‌هایی برای از بین بردن این نگاه نامنصف می‌شود ولی تا قانون در برابر این خاله‌زنک‌بازی‌ها نایستد، عملاً تلاش‌ها نتایج فردی خواهند داشت و نه فراگیر.

Advertisements