من زنده‌ام

«وقتی رابطه‌ای لو می‌رود، چرا زن همیشه بیشترین هزینه را می‌پردازد»

شبانگاه

تو اكثر خانواده‌هاى ايرانى وقتى دخترى به دنيا مياد هميشه مى‌خوان اين دختر بودن رو خيلى توى چشمش فرو كنند، تو دخترى بايد حواست به رفتارهات باشه، تو دخترى نبايد بلند بلند بخندى، تو دخترى مراقب پوششت باش، تو با يه پسر فرق مى‌كنى. حتى اگه بخوايم مخالف اين موضوع باشيم و بگيم خانواده اينطور نيست ولى نصف بيشتر زمان توى مدرسه مى‌گذره و اين نصايح اونجا هر روز و هر روز توى گوشش فرو ميره. اينكه بايد سنگين و رنگين باشه، دختر محجبه مثل صدف در بسته مى‌مونه! و حرفهايى كه هر روز به شكلى بيان مي‌شه.

توى فرهنگ و جامعه كشور ما، مرد جايگاه والاترى داره متاسفانه و حق همه چيز با مرد هست و تو گويى تمام قوانين به نفع مرد نوشته شده و زن فقط موجودى هست براى راضى كردن تمام نيازها. هرگز آيا به يك زن فارغ از جنسيت نگاه شده؟ به توانايى‌هاش، به از خودگذشتگى‌هاش؟ به احساس و روحش؟ جواب اكثرش مي‌تونه یک نه قوى باشه. اين موقع‌ست كه اگه زن وارد يك رابطه بشه كه خارج از خط قرمزها و قوانين كشورش باشه، بار تمام اشتباهات رو بايد به دوش بكشه. من نمى‌دونم آيا تمام دنيا همينه يا نه، من اينجا زندگى مى‌كنم و فقط اطراف و جامعه خودم رو مى‌بينم درست يا غلط. شايد اشتباهه اين حرفم اما زن واقعن موجود بيچاره‌اى است. هرچقدر هم تلاش كنه براى اثبات وجود خودش باز هم هل داده ميشه پشت واژه زن بودن.

در يك رابطه، مرد هميشه اون احساس قدرت رو داره، اگه اين رابطه درست هم نباشه مثل يك آلت در دست مرد مى‌مونه و مى‌تونه باهاش هر بازى كه مى‌خواد در بياره! باز هم ميگم، زن موجود بيچاره‌اى‌ست، از هر طرف كه نگاه مى‌كنم به همين مى‌رسم. زنى كه ازدواج مي‌كنه، زنى كه جدا مي‌شه، دخترى كه وارد يك رابطه مي‌شه، زنى كه خيانت مى‌كنه، مادرى كه فداكارى مى‌كنه، همه و همه هميشه اونى هستند كه بايد تاوان پس بدن، چون حق اعتراض ندارند، چون بايد سكوت كنند، بايد مرواريد داخل صدف در بسته باشن.

Advertisements