ویرانی از پای‌بست

«تصویر ارائه‌شده از پدر به کودک، در یک رابطه آسیب‌دیده»

بامداد

از خانواده‌های خارجی خبر ندارم، اما توی ایران وضع چندان جالب نیست. یعنی اصولا جدا کردن بچه‌ها از یه سری موضوعات اصلا انگار توی فرهنگ ما جا نیفتاده. از تماشای فیلم و سریال نامناسب با گروه سنی کودک همراه بچه بگیرین تا بردن بچه به عروسی و کنسرت و مهمونی‌هایی که نه محیطش به درد اون بچه میخوره و نه ساعتش با ساعت خوابش هماهنگه. اصلا چرا راه دور بریم، همین ساعت خواب… اونقدر پا به پای خانواده بیدار می‌مونن تا نهایت یه گوشه خوابشون ببره و در نهایت به تختشون منتقل بشن. این وضعیت مختص شبای مهمون‌داری هم نیست، حتی شبای معمولی وسط هفته هم توی اغلب خانواده‌ها بچه‌ها از ساعت خواب مشخصی پیروی نمی‌کنن.

حالا با این اوصاف شما انتظار دارین توی یه رابطه آسیب‌دیده مادر مراقب نوع نگاه فرزندش به پدرش باشه؟ همه چیز که از راه حرف زدن و بدگویی کردن مستقیم منتقل نمی‌شه، حس و فضای خونه هم هست. حساب کنین مادری که درهم‌شکسته و داره پای تلفن برای کسی درددل می‌کنه، یا بعد از یه دعوای سخت و مداخله همسایه‌ها داره از زمین و زمان طلب حق و دادخواهی می‌کنه و از دیگران کمک می‌خواد، یا اصلا آرومتر و آسونتر از همه این حرفا، یه گوشه برای خودش نشسته و بی‌هوا اشک می‌ریزه… اصلا کار به اون جا می‌کشه که مادر بخواد از پدر بد بگه؟ بچه خودش پای اصلی ماجراست. شاهد اول همه دعواها و ناملایماته.

توی کشور ما چیزی به اسم حقوق کودک شناخته‌ نشده. ما از حقوق کودک فقط یه چیزی شنیدیم، هنوز حتی الفباش رو هم بلد نیستیم. نم‌یشه توی این شرایط انتظار داشت که همه چیز درست و حساب شده پیش بره. نمی‌شه یقه مادری رو که داره زیر چرخ‌دنده‌های قانون له میشه گرفت و گفت مستقیم و غیرمستقیم خشم و عصبانیت خودت رو منتقل نکن. به حرف نیست. باید آموزش داد. حمایت کرد. همه اینا نظارت قانونی نیاز داره. یعنی قانون هم تصویب بشه، نظارت و حمایت و مداومت می‌خواد… الان نیست. برای آدم بزرگش هم نیست. وضع خرابتر از این حرفاست.

Advertisements

3 نظر برای “ویرانی از پای‌بست

  1. بزرگ‌ترین معضل ما همین است که می‌شود با کمی اغماض خودخواهی نامید اش.
    این خودخواهی و در بعضی موارد از سر باز کردن ریشه‌ای عمیق در تاریخ و فرهنگ ما دارد.
    از آن بدتر کسانی هستند که انتظار دارند، کودک با تمام کودکی‌اش همدم آن‌ها و شنونده‌ی خاموش درد دل‌هایشان باشد…

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.