غرق شدن من پیروزی تو نیست

 

«تصویر ارائه‌شده از پدر به کودک، در یک رابطه آسیب‌دیده»

بعد از ظهر

تارا چهارساله بود که مادرش از خانه برید و او را هم با خود برد. سیاوش نتوانسته بود اعتیادش را ترک کند. دادگاه حضانت را به سیاوش داد. مادر که به دیدن تارا می‌آمد،‌ بارها‌ دیده ‌بود ‌که‌ تارا ‌از ‌گرسنگی‌ گریه سر داده و سیاوش در گوشه‌ای دیگر از خانه خمار افتاده. حس شرم هم که خیلی وقت بود با تریاک از زندگی سیاوش دود شده بود و از تتمه زنده بودنش تنها حس انتقام و لجبازی باقی مانده بود. پس حاضر نبود حضانت بچه‌ای که توان سیر کردنش را هم نداشت به مادرش بدهد. مادر تارا را دزدید. از مرز رد کرد. در کشور جدید، نام فامیل خود را به او داد. ارتباط با پدر کاملا قطع شد.

تارا کمی که بزرگتر شد سراغ پدرش را گرفت با اینکه آن خاطرات تلخ هنوز تا حدودی یادش بود. تارا متنفر نبود. خشمگین هم نبود. دوست داشت سیاوش را ببیند. اما می‌ترسید برای ملاقات به ایران برود. می‌ترسید قانون یا  سیاوش یا هر دو مانع خروجش شوند.

مادر تصویر رقت‌بار سیاوش معتاد را به تارا منتقل کرده بود. تصویر عاشقی که اعتیاد امان او را برید و او هم امان را از معشوق و کودکش. مادر نگفت که او دوستشان نداشته. نگفت که بدشان را می‌خواسته. نگفت قصد آزار داشته. نگفت پدر بدی بوده. گفت اعتیاد درمانده‌اش کرد. جسمش را علیل و روحش را عقیم کرد. گفت اگر قانون مملکت درست بود، می‌شد که آنها همان ایران بمانند. می‌شد که تارا هر وقت دلش تنگ شد به دیدنش برود، اما مجبور نباشد در خانه‌اش بماند. گفت سیاوش قبل از اعتیاد مهربان بود و بااحساس، متین بود و خوش‌لباس، باهوش بود و خوش‌فکر. حتی گفت روز اول عاشق صدایش شده وقتی داشته «چشم من» داریوش را زمزمه می‌کرده.

همه اینها را مادر فقط یک یا دو باری که تارا راجع به سیاوش پرسید به او گفت. نه مثل دستگاه پخش اخبار هر روز و هر لحظه. و نه چون از سیاوش متنفر بود و می‌خواست تارا هم از او متنفر باشد. گفت، چون تارا هم حق داشت از پدرش بداند. حق داشت مثل دیگر بچه‌ها به خوبی‌های پدرش ببالد. مادر یک چیزهایی را هم هرگز نگفت، چون لزومی نداشت. نگفت که سیاوشِ معتاد او را کتک می‌زد. نگفت برای مواد از کیفش پول می‌دزدید. نگفت وقت خماری عربده میزد و به همه، حتی دخترش، ناسزا می‌گفت.

اولین باری که تارا به ایران سفر کرد برای شرکت در مراسم ختم سیاوش بود. گریست، بی‌ذره‌ای نفرت.

Advertisements

2 نظر برای “غرق شدن من پیروزی تو نیست

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.