من می‌ترسم پس؟

«ترس از طلاق»

بعد از ظهر

طلاق در ابتدا یک تصمیم است و به میزان هر تصمیمی، ترس دارد. فرد تصمیم‌گیرنده، در فرآیند اخذ تصمیم همواره با تردیدهایی روبرو است. در مرحله دوم است که طلاق موضوعیت پیدا می‌کند، آیا طلاق ترس دارد؟ به نظرم پاسخ این سوال به آغاز ماجرا باز می‌گردد، به مرحله ازدواج.

طنزی در بین عموم مردم جامعه ایران وجود دارد که می‌گویند «اگر می‌خواهید نرخ طلاق پایین بیاید، نرخ ازدواج را پایین آورید.» در نگاه اول حرف احمقانه‌ای است، ازدواج نکنیم از ترس این که طلاق نگیریم! اما می‌‌توان گفت «اگر آگاهانه ازدواج کنیم، نرخ طلاق پایین می‌آید». اگر آگاهانه ازدواج کنیم، طلاق علیرغم بستر فرهنگی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنیم، ترس ندارد. در این حالت طلاق یک راه حل است که آگاهانه و با قبول مسئولیت‌های بعد از آن می‌توان از آن استفاده کرد.

در نگاه دوم که ازدواج آگاهانه رخ نداده است، طلاق علاوه بر ترس، درد و نگرانی نیز دارد و اغلب در این حالت ترس از طلاق و تبعات بعد از آن مانع از رخ دادن این اتفاق می‌شود و دو نفر درگیر سال‌ها با هم زندگی می‌کنند، بچه‌دار می‌شوند، در غم و شادی کنار هم هستند و دلیل کارشان را به محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی نسبت می‌دهند. همان گونه که مسئولیت شروع این پروسه را به عهده نمی‌گیرند. در یک زندگی که شروع آن بدون اندیشه و مسئولیت‌پذیری بوده است، هنگامی که مشکلی رخ می‌دهد دو طرف زندگی را ادامه می‌دهند بدون این که بخواهند مشکل را حل کنند. این عدم حل مشکل به این دلیل نیست که مشکل راه حل ندارد، بلکه مشکل حل نمی‌شود، چون حل شدن مشکل ترس و درد دارد.

Advertisements