عشق دختر ترسا

«خیانت»

از میان نامه‌های رسیده: ناهید

سلام. من از طرفداران وبلاگ شما هستم و خیلی‌ دلم می‌خواد نظرتون رو در مورد جریانی که برام پیش اومده بدونم… من خارج از ایران زندگی می‌کنم و مدتی قبل برای پنج شش ماه رفتم ایران. چند ماه بعد از برگشتنم فهمیدم شوهرم هر روز با دختر جوانی چت می‌کنه. شوهرم خیلی‌ آدم خجالتی و محجوبیه و تو یه گروه ادبی‌ با این خانوم آشنا شده. ظاهرا هیچ حرفی‌ هم خارج از ادب با همدیگه نزدن. البته بعد از مدتی متوجه شدم که علاوه بر چت، به همدیگه زنگ هم می‌زدن.

این طور که من حس کردم حکایت عاشقی شوهرم، حکایت عشق به دختر ترساست. ‌می‌گه که الان دیگه فراموش کرده اما همه‌ش به یک نقطه خیره می‌شه. حتی سلیقه آهنگ گوش کردنش هم عوض شده… و خیلی نشونه‌های دیگه که فقط یه زن می‌فهمه. برای من این طرز عاشقی عجیبه. از نظر اجتماعی شوهرم مردیه به شدت محترم و مورد قبول همه. حتی گاهی فکر میکنم شاید اگه من خودم این موضوع رو نمی‌فهمیدم خودش علنیش می‌کرد. او           ن دختر خانوم هم خیلی‌ مذهبیه. از اون تیپ آدما که پیاده رفته کربلا. ولی‌ این دو نفر برای همدیگه عکس تکی‌ می‌فرستادن.

شوهرم مدام تکرار می‌کنه که دارم بهش تهمت می‌زنم. ادعا می‌کنه که اون خانوم مثل دخترش بوده و این افکار منه که خرابه. اما من واسه این حرف‌هام دلیل هم دارم. یه مدتی تلفنش رو از خودش اصلا دور نمی‌کرد. برام رفتارش عجیب بود. ریز شماره‌هاشو گرفتم و دیدم بعد از تماس همه شماره‌ها رو از روی گوشیش پاک می‌کرده.

چه کار کنم؟… احساسم دیگه مثل سابق نیست. قبلا برام خدای صداقت بود، حالا عیب‌های دیگه‌ش رو هم بهتر می‌بینم. من از کسی که از صبح تا شب داره از عرفان و اخلاق حرف می‌زنه و می‌نویسه انتظار داشتم فقط یه جمله بگه خطا کردم. اما در عوض جواب گرفتم «از کجا معلوم که تو ایران کاری نکردی». این بی‌مقداریش آزارم می‌ده. همه وجودم پر از بدبینی و تنفر شده. ما هر روز دعوا داریم. من آدمی هستم که راحت نمی‌بخشم. فکر می‌کنم نمی‌تونه اون دختر رو فراموش کنه.

15 نظر برای “عشق دختر ترسا

  1. من جای شما نیستم اما اگه بودم جدا میشدم منظورم اینه که نمیدونم شما ملاحظه چی رو میکنین که با اینکه فهمیدین شوهرتون عاشق یکی دیگه ست موندین شاید ته دلتون دوست ندارین باور کنین شاید بچه دارین … به هر حال من جای شما نیستم و قضاوت نمیکنم اما اگه با شرایط الان خودم جای شما بودم میرفتم از اون زندگی

    لایک

    1. مرز بین خیانت و خطا رو نمیفهمم. ولی فرق بین کسی که راحت دروغ میگه وبخاطرمحق جلوه دادن حرفاش فحاشی میکنه مرزش مشخصه.این آدم آیا قابل دوست داشتن؟

      پسندیده شده توسط 1 نفر

  2. من توي يادداشت خودم هم نوشتم ، اون چيزي كه از نظر من غيرقابل بخششه دروغه و نه خيانت. در مورد شما هم به نظر ميرسه اگه با اطمينان مثلاً هشتاددرصد بشه گفت شوهرتون داره بهتون خيانت ميكنه ، با اطمينان نود و نه درصد ميشه گفت كه داره بهتون دروغ ميگه.
    بشينين دودوتا چهار تا كنين ببينين دلايلي كه ميتونه شما رو تو اون زندگي نگه داره ( از بچه گرفته تا اينكه ممكنه بگين هنوز دوسش دارم) چيه و دلايلي كه ميتونه به نفع ترك زندگيتون باشه چيه (مثلاً براي خود من دروغ گفتن خط قرمز بسيار پررنگيه) . بعد كفه ترازو به هر طرف سنگين تر شد همون رو بچسبين. فقط به خودتون دروغ نگين و خودتون رو گول نزنين. اگه تصميم گرفتين تو اون زندگي بمونين با علم به اين موضوع بمونين كه شوهرتون حداقل يه بار تو زندگيش بهتون دروغ بزرگي گفته و خيانت كرده. سعي نكنين چون قراره تو اون زندگي بمونين شوهرتون رو تطهير كنين و دنبال دليل براي رفع تهمت ازش بگردين.

    لایک

  3. به نظرم یک بار خطا اونم وقتی در حد صحبت بوده قابل بخششه. بهش یادآوری کنید که برای اولین بار و آخرین بار این کارشو ندید میگیرین و قائله دعوا رو ختم به خیر کنید.

    لایک

    1. وقتی ذهنی پر ازبی اعتمادی و شک میشه به نظرم آغاز وشروع نگاه دیگه ای به زندگی است

      لایک

  4. تو این مسایل بخشیدن و یا نبخشیدن یه موضوع کاملا شخصیه. یعنی یکی میتونه خیانت رو ببخشه یکی هرگز نمیتونه. من خودم جز اون گروهم که نمی بخشم. اما بخشیدن هم مراحلی داره. مرحله اول اینه که طرف اذعان به کار اشتباهش بکنه . مرحله دوم معذرت بخواد. و مرحله سوم این که پشیمون باشه و قول به تکرار نشدنش بده. تو ماجرای شما که شوهرتون حتی زیر بار قبول کارش نمیره و داره شما رو هم حتی مقصر جلوه میده به نظرم شما چیزی ندارین که ببخشین. حالا که از خواننده ها سوال پرسیدین، اولین کارتون اینه که اسیر بازی روانی اش که میخواد شما رو مشکل دار و خودش رو حق به جانب نشون بده نشین. از شواهدی که گفتین، با تقریب بسیار بسیار بالایی همون چیزی بینوشون بوده که خودتون هم فکر میکنید. خبری از رابطه بی معنی دختر و پدری نیست. یه رابطه عاشقانه بوده که مسلما شما خیلی از قسمتاش رو هم هنوز نمیدونید. شما کاملا حق دارین که از دستش خشمگین باشین. اما دعوا و عصبانیت هم راه حل نیست. من به تجربه از ادمای اطراف خودم میگم معمولا مردایی که اینجوری وارد رابطه با نفر سوم میشن طلاق و جدایی سختشونه نه اینکه طلاق نخوان فقط میخوان اینا عاملش نباشن شاید عذاب وجدان باشه شاید ابرو نمیدونم. اما اینکه شما چه کار کنید بهتره کاملا به خودتون بستگی داره. من باشم یه ثانیه هم نمی مونم خشمگین میشم عصبانیم میشم حس انتقام هم میگیرم اما نمی مونم و بیشتر ازین خودمو زجر نمیدم و البته دیگه حتی یه درصد هم دوستش نخواهم داشت. حتی داشتن بچه هم دلیلی برای موندنم خواهد بود. شما خارج از کشور هم هستید و خوب از نظر مالی تو مضیقه هم نمی افتید. اگر هم میخواید ببخشین حتما باید اون سه مرحله انجام شه وگرنه بخشیدن نیست و زیر سیبیلی رد کردنه و راه واسه انجامش گشاد کردنه. هرگز بدون طی اون سه مرحله فکر بخشش نکنید

    پسندیده شده توسط 1 نفر

    1. با شما موافقم.به جرم احساس داشتن هیچکسی رو نمیشه محکوم کرد. ولی عواقبش قابل کنترله.ولی فحاشی ودروغ و تهمت به خاطر بیگناه نشون دادن ماجرا قابل بخشش نیست.

      لایک

    2. من سراسر بغض و کینه هستم نسبت به مردای ایرانی.حتی یکبار برای برقراری آرامش هم اعتراف نمیکنن که اشتباهه یکسال چت و رابطه با دختری داشته باشی و از همسرت پنهان باشه و در جواب تکرار مکررات که ما زنها بدبین و شکاک هستیم.

      لایک

  5. به نظر من اما زیادی سخت گرفتین و میگیرین. هر زن و مردی در طول رابطه ی بعد از ازدواجش با زن ها و مرد های زیادی آشنا میشه. رابطه رو هم که میگین کنترل کرده بودن. این که کسی رو به خاطر کاری که نکرده و فقط به خاطر فکر کردن به کسی مجازات کنین به نظر من که خیلی بی رحمیه.
    بیشتر از هر چیزی شاید خوب باشه بشینین در مورد خط قرمزهاتون صحبت کنین. بعد تصمیم بگیرین چه می کنین. اینطور که پیداست اولین و مهم ترین چیزی که در بین شما و همسرتون قرار گرفته این عدم شناخت از مرزهای همدیگه است.
    من هم به کار ایشون نمی گم خیانت. یه صحبت ساده است فقط. رابطه ی بین دو دوست.

    لایک

    1. رابطه دو تا همکلاسی دو همکارقابل فهم وعادیه ولی از راه دور بین مردی ۵۶ساله با دختری ۲۷ ساله قابل درک نیست۰چه دیالوگی میتونه بینشون دوستی ایجاد کن بجز هوس وتمنای دل…..

      لایک

  6. اینکه با دختر هر رابطه ای داشته یانداشته ، به کنار . اینکه به شما راحت تهمت می زنه چی رو نشون می ده بنظر خودتان ؟اینکه چه بکنید به خودتان مربوط است و بس اما تبرئه ی او توسط شما ، با این حرف هایی که زده ، به معنی پذیرش تهمت هایش هم هست و در آینده برعلیه خودتان ازش استفاده می کند بی شک .

    لایک

  7. سلام
    دوست عزيز
    نمي دونم اخلاق و روحيات همسرتون چطوريه حتما خود شما بهتر ميدونيداما بهتر هست اول از خودتون چند سوْال بپرسيد بلكه كمي در آرامش بتونيد مسأله رو حل كنيد
    آيا ايشون هميشه آدمي بودند كه وقتي اشتباهي ميكردن از شما عذرخواهي ميكردن
    أصلا تعريف ايشون از خيانت چيه
    اين چند وقتي كه مطالب خيانت رو ميخوندم به نظرم مي اومد كه هر نوع تخطي از هر تعهد به عنوان خيانت شناخته شده با تعريفي كه عمدتا به نظر ميرسيد از طرف نويسندگان خانم بود . حالا صرف نظر از درست و غلط بودن اين موضوع نكته اينجاست كه تعريف خيانت از نظر شما و همسرتون چيه با قاطعيت بهتون ميگم كه از نظر بسياري از مردان مخصوصا مردان إيراني خيانت معادل همبستر شدن هست و تا وقتي به اون مرحله نرسه تعريف خيانت رو براش قائل نيستن تا قبل از اون مرحله اسمش خطا شيطنت يا كار غير اخلاقي هست اما خيانت نمي دونن.
    پس فعلا دعواها را كنار بگذاريد يك چارچوب مشخص براي روابط و مفاهيم تعريف كنيد و جوري كار رو پيش ببريد كه نه به خودتون و نه به همسرتون توهين بشه .ضمنا پيشنهاد ميكنم حتما پيش يك مشاور يا مددكار ببريد سخت بخشيدن ديگران بيشترين اسيب رو براي خودتون به همراه داره .
    نتيجه تصميم تون هرچي باشه اميدوارم از دل يك فرأيند مبتني بر شناخت مخصوصا از خودتون و بعد همسرتون بيرون اومده باشه .بخشيدن همراه با شك يا جدايي هركدوم نتايج متفاوتي رو براي شما به دنبال داره.
    يك شوخي كوچولو هم باهاتون ميكنم اميدوارم فقط بخنديد و به دل نگيريد يك بار يكي از مراجعين تلفني دكتر هولاكويي مشكلي رو در همين سن و سالهاي همسر شما و احتمالا شما مطرح كردن و جواب دكتر هم به مزاح اين بود كه حالا انقدر سخت نگيريد بيست سال ديگه حالا يا اون ميميره يا شما.البته دور از جون هردوتون 😄

    لایک

  8. من سراسر بغض و کینه هستم نسبت به مردای ایرانی.حتی یکبار برای برقراری آرامش هم اعتراف نمیکنن که اشتباهه یکسال چت و رابطه با دختری داشته باشی و از همسرت پنهان باشه و در جواب تکرار مکررات که ما زنها بدبین و شکاک هستیم.

    لایک

  9. بغض و کینه دوای درد نیست. شما فکر می کنید صرفا دوری شما باعث چنین رخدادی شده؟ یعنی فرض کنید اگر شما مدتی رو دور از همسر نبودید این اتفاق نمی افتاد؟ میخوام بگم در اینجور موارد همه تقصیرها رو تو سبد یک طرف ماجرا نباید گذاشت. بهش فکر کنید که چه چیزی باعث میشه مردی که به قول شما خجالتی موجه و محترمه بیاد و چنین خطایی بکنه؟ چرا بعدش داره همچنان کتمان میکنه و دروغ می گه و حتی تلاش داره شما رو متهم کنه تا خودش تبرئه بشه. و خیلی چراهای دیگه که پاسخشون میتونه به شما برای تصمیم درست گرفتن کمک کنه

    لایک

  10. به نظرم شما صرفا به دنبال طرح مشکل و گرفتن تایید برای راه حل که خودتون برای مشکلش دارید! هستید. بعد هم بهتره با یه روانکاو صحبت کنین تا ایشون بتونه به واسطه تجربه اش بیشتر راهنمایی تون کنه.

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.