مسابقه

«خیانت»

سپیده‌دم

یک. اولین بار شاید من خیانت کردم تو رابطه‌مون. شاید هم اون شروع کرد. ولى دیگه مسابقه شده بود که کم نیاریم! من سال اول دانشگاه بودم و اون سال چهارم دبیرستان. با اینکه هر دومون اینکار رو می‌کردیم، بازم دردناک بود. هر دفعه گریه و زارى، دعوا و مرافعه. آخرش هم من تمومش کردم. دو سال بعدش ازدواج کردم و شوهرم بعد چند ماه بهم گفت که یک خیانت کوچک کرده. در حد اینکه مست بوده و سعى کرده یکى رو ببوسه ولى موفق هم نشده. دردناک بود ولى دیگه عادت شده بود. من بخشیدمش ولى منم بعد چند سال خیانت کردم. خیانت من هم کوچک بود. گذاشتم رفتم و یک روز رو با اون دوست پسر چند سال قبل گذروندم. ولى هیچى بینمون اتفاق نیفتاد. حتى همدیگر رو نبوسیدیم. انگار سوال بود براى جفتمون که بعد از سه سال جدایى، چه احساسى داریم و جفتمون فهمیدیم که احساسى وجود نداره. من هم چند سال بعد طلاق گرفتم.

دو. من تو تمام رابطه‌هاى زندگیم خیانت کردم به غیر از رابطه‌اى که الان دارم. اول رابطه می‌دونستم که پسر خیلى خوبیه. به اندازه‌اى که شاید هیچ کس دور و برمون اینقدر مهربون و آرام نیست. همون اول تصمیم گرفتم که این رابطه رو پاک نگهدارم. خیلى هم سخت بود. تا وقتى بچه نداشتیم و من جوان‌تر بودم خیلى وقت‌ها فرصت و موقعیت پیش اومد که من مقاومت کردم. اما با این حال ترس از اینکه اون به من خیانت کنه همیشه در من هست. انگار اون مسابقه هنوز پس ذهن من مونده. قبول کردم که یا بازنده هستم و یا مساوى، با این وجود از باختن خیلی می‌ترسم.

سه. چند سال پیش یک وب‌سایت اینترنتى که مخصوص خیانت بود رو هَک کردن و تمام اسم‌ها و ایمیل‌ها رو منتشر کردن. از بلبشویى که به راه افتاده بود فهمیدم خیانت مسئله گسترده‌ایه. توی یکى از تبلیغ‌هاى اون وب‌سایت، مردم به خیانت دعوت شده بودن که طلاق نگیرن و خانه و زندگى بچه‌هاشون رو به هم نریزن و اینکه آدم‌ها میتونن با یک نفر دیگه رابطه داشته باشن که خوشحال‌تر بشن. موندم چند نفر اسم شوهرشون توى اون لیست هست، ولى روحشون هم خبر نداره یا اصلا اونقدر وارد نیستن که برن  در مورد طرفشون جستجو کنن.

چهار. یک بار آزمایش سالیانه دهانه رحم من مثبت برگشت و دکترم من رو فرستاد بیمارستان براى نمونه‌بردارى. دکتر متخصص بعد از اینکه نمونه‌بردارى دوم منفى برگشت، گفت که برم واکسن بزنم. اون موقع واکسن تازه به بازار عرضه شده بود. دکتر می‌گفت که شوهرش سال‌هاى سال بهش خیانت می‌کرده و به راحتى می‌تونسته ویروس و سایر بیماری‌هاى دیگر رو بهش منتقل کنه. یک بار هم توى رادیو مصاحبه چند سال پیش خانمى رو که از شوهرش ایدز گرفته بود و فوت کرده بود، پخش کردن. از اینکه چه جورى فهمیده بوده و چهار دفعه آزمایش داده بوده تا باور کنه حرف میزد. می‌گفت شوهرش اول داد و بیداد کرده بوده که این تو بودی که رفتى و به من خیانت کردى ولى بالاخره اعتراف کرده بوده که خودش خیانت کرده. این بدترین نوع خیانت است. الان یک دختر جوان دارند که نه پدر داره و نه مادر.

2 نظر برای “مسابقه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.