رابطه پیش از ازدواج، واجب‌تر از خود ازدواج

«لزوم رابطه پیش از ازدواج»

مهمان هفته: امیر

همیشه می‌ترسیدم، همیشه از دیده شدن نگران بودم. خیالم البته از آن  پرده، از همان پرده که بعد از ده پونزده سال گفتند خیالی بوده، و از درد و خون اولین سکس راحت بود. دیر یا زود قرار بود رسما بریم تو یک خونه و خوب دیگه هر اتفاقی می‌افتاد زندگی خودمون بود. پس این چند ماه یا یک سال اضطراب هم می‌گذشت. گیرم که بعد از آن بار اول، هربار سکس‌مان دردناک بود. گیرم که حسرت یک رابطه جنسی بدون استرس به دلمان ‌ماند. گیرم که هر بار به خودم می‌گفتم بار بعد فرصت دارم تا فاصله ارضای خودم و او را تنظیم کنم. گیرم که …. گیرم که همه این‌ها ماند در تمام سال‌های بعد از ازدواج.

وقتی اولین بوسه رو گرفتم ازش، وقتی با نگرانی تنش رو از زیر پیراهن لمس کردم و وقتی نیمه برهنه اولین سکس رو تجربه کردیم، باورهای مذهبی‌م رو کنار گذاشته بودم. اما وحشت درافتادن به کاری «بیهوده» و «آلوده شدن» تا سال‌ها با من بود و اصلا شاید همین بود که عمل جنسی تمام نشده، یک پایم و شاید دو پایمان در دستشویی بود که نکند این آلودگی بماند در جای خوابمان.

آن رابطه تمام شد و همیشه با خودم فکر کردم اگر آن سال‌های جوانی فرصت بدون اضطرابی برای ایجاد رابطه‌ای آزاد برای ما فراهم بود، شاید همان موقع‌ها فهمیده بودیم که ما به درد رابطه‌ عاطفی نمی‌خوریم. اگر او چند باری رابطه جنسی بدون درد و با لذت را چشیده بود و اگر من چند باری رابطه همراه لذت و دو طرفه جنسی را تجربه کرده‌بودم، همان درد اول و دوم فهمیده بودیم یک جای کار می‌لنگد و لازم نیست ده سالی کشش بدهیم.

این‌که من اساسا دیگر به ازدواج معتقدم نیستم بماند و این‌که اصلا ازدواج را برای رابطه آدم‌ها مضر هم می‌دانم بیشتر بماند، اما هر رابطه‌ای عاطفی با هر اسمی که دارد، بدون ارتباط قبلی و بدون تجربه‌ای از عشق‌بازی آن‌هم با کسی یا کسانی غیر از آن‌که رابطه نهایی با او برقرار می‌شود، کُمیت‌ش لنگ می‌زند. حالا برای یک عده نزده، یا به روی خودشان نمی‌آورند،‌ یا شانس آورده‌اند.

Advertisements