ظرف زمان و مکان

«لزوم رابطه پیش از ازدواج»

شامگاه

من نمی‌دونم چرا این موضوع باید به این شکل مطرح بشه؟ واقعا چه الزامی هست؟ اگه این شناخت قبل از ازدواج بار سنگین اجتماعی و فرهنگی به زن یا حتی مرد تحمیل کنه، بازم از لزوم داشتن رابطه قبل از ازدواج صحبت میشه؟ واقعا چه فرقی می‌کنه نظر من نوعی چی باشه؟ به جز اینکه نظری که میدم فقط در مورد آدمی در شرایط امروز من صدق می‌کنه، نه حتی من ده سال پیش یا ده سال بعدم، نه وقتی هنوز توی شهر کوچیک‌تری زندگی می‌کردم یا وقتی توی قلب بزرگ‌ترین شهر کشور بودم… نه من در شرایط زمانی یا مکانی دیگه.

هر چیزی توی شرایط خودش معنی می‌دهه و اثرات و عواقب منحصر به فرد خودش رو نشون می‌ده. برای دختر و پسری که توی شهرهای بزرگ زندگی می‌کنن این موضوع ممکنه جزو ملزومات ازدواج باشه، اما واسه یه دختر و پسر روستایی ممکنه مسبب تحقیر، طرد و تحمل بار سنگین اجتماعی بشه.

این جور چیزا توی زمان و مکان خودشون معنی میدن. یه زمانی حتی توی قلب کشورهای آزاد هم بکارت و دست‌نخوردگی زن الزامی، و نشون‌دهنده تعهد به ازدواج در آینده بود، الان دیگه این طور نیست. یه جایی رابطه جنسی و حتی هم‌خونه شدن قبل از ازدواج لازمه شروع زندگیه و یه جای دیگه باعث رسوایی. موضوع چندان ربط به ثبت ازدواج هم نداره. بعضی جاها فقط به صرف اینکه دو نفر همدیگه رو دوست داشته باشن، دیگران به رابطه اونا احترام میذارن و بچه‌های حاصل از این رابطه همه حقوق عادی شهروندی رو بدون تحقیر و طعنه دریافت می‌کنن. یه جای دیگه هم به صرف اینکه خانواده‌ها از پیش در جریان انتخاب و ازدواج نبودن و فرد واردشده به خانواده رو نمی‌پسندن، دختر یا پسر علیرغم ثبت ازدواج رسمی و قانونی، قربانی قتل ناموسی میشن.

هیچ قانون و قاعده‌ای نداره. هر کس باید مطابق با شرایط خودش و خانواده‌ش، مطابق عرف و فضای جامعه‌ش، و مطابق با زمان و مکانی که در اون به سر می‌بره انتخاب کنه. هیچ ارجحیتی هم بین روش من یا دیگری نیست. یه موضوعی برای من مناسبه، برای دیگری نیست. برای من بده، برای دیگری نیست.

این خود آدمه که باید تصمیم بگیره چه بکنه. حالا اگه این میون مجبور به دادن هزینه بخاطر انتخاب متفاوتش هم بشه بازم خودش میدونه، و تصمیمش هر چی که باشه، ما حق نداریم زیر فشار خرد کننده قضاوتمون حق انتخابش رو ازش بگیریم.

Advertisements