انگشت

«لزوم رابطه پیش از ازدواج»

نیم‌روز

به نظر من همه قبل از ازدواج باید و باید رابطه جنسى داشته باشند. شاید بوى تن طرف مقابل خوشایندشان نباشد. شاید طرف مقابل خیلى خشن و شاید خیلى ملایم رفتار کند و خیلی موارد دیگر. هر چیزی مشکل‌ساز خواهد بود اگر مورد قبول طرف مقابل نباشد. من معتقدم که رابطه زن و شوهر به رابطه جنسى وابسته است. حداقل در ابتداى رابطه. بعدا که ارتباط عمیق‌تر مى‌شود، قضیه فرق می‌کند.

همسایه طبقه بالایی‌ ما یک خانم مسن بود که دختری جوان با او زندگى می‌کرد. او داستان تلخ زندگیش را یک‌بار براى ما تعریف کرد که دختر را از یک خانواده کم‌درآمد، براى مردی از خانواده‌ای متمول گرفته بودند. هیچ‌کس هم به داستان شک نکرده بود. دختر بیچاره بعد از مشکلات بسیار جدا شده بود. عدم توانایی جنسی شوهر یک طرف، در این میان مادر شوهر هم به زور سعى کرده بود با انگشت پرده بکارت دختر را پاره کند که دختر نتواند به پزشک قانونى مراجعه و شکایت کند. فقط تصور اینکه یک دختر ساده چه صدمات جسمى و روانى را تحمل کرده، پشتم را می‌لرزاند. یعنى خانمی که مادر است، حاضر شده حرمت خودش و یک دختر جوان رو اینقدر پایین بیاورد مبادا آبروى پسرش برود. اصرار به ازدواج کسى که تمایل جنسى ندارد، مسخره است.

از فامیل‌هاى نزدیکمان هم یک دختر خوشگل و ترگل ورگل ازدواج کرد. پسر هم به نظر خوب می‌آمد تا اینکه شب عروسى شنیدیم که دختر بیچاره راهى بیمارستان شده. پسر آنقدر خشن و سخت رفتار کرده بود که دختر به خونریزى شدید افتاده و چند روزى توى رختخواب مانده بود. بعدا هم مثل اینکه پسر به این رفتارش ادامه داد. بیچاره دختر هم که لابد یا عادت کرده یا علت دیگری داشت، به هر حال دیگر به کسى چیزی نگفت. ولى همیشه غمگین به نظر می‌آمد و می‌شد یک جور ترس را توی چشمهایش دید.

خاله بزرگ من ماما بود و گاهگاهی از داستان‌هاى مطبش که پایین‌شهر تهران بود تعریف می‌کرد. از درددل زن‌ها در مورد تقاضاهاى عجیب و نه چندان عجیب شوهرانشان و از اینکه انگار مردها انتظار داشتند هر چىزی که توی فیلم می‌بینند، زن‌ها برایشان اجرا کنند!

حالا که بیشتر از بیست سال‌ست که خارج از ایران زندگى می‌کنم، می‌بینم که بعضى از آن خواسته‌ها آنقدر هم بد نبوده و جزو عادى‌ترین روابط زناشویی‌ست! ولى خاله خانم ما که هیچوقت هم ازدواج نکرده بود، به بیمارانش می‌گفت که کار بدی‌ست و زیر بار نروید.

همین جا وسط مملکت فرنگ، دوستان نزدیکى دارم که تا قبل از ازدواج به دلایل مذهبى هیچ رابطه جنسى نداشتند. مسیحى هستند. با اینکه همه فکر می‌کنند که اینجا همه قبل از ازدواج رابطه دارند، تعداد این آدم‌ها کم نیست. بعضى‌ها هم یک مدت مثلا یک سال قبل ازدواج رابطه را قطع می‌کنند که بعد از عروسى رابطه‌شان جدید باشد. البته یک فرق بزرگ هست بین این گروه و گروهی که در بالا تعریف کردم. این آدم‌ها خودشان انتخاب می‌کنند که رابطه داشته باشند یا تا بعد از ازدواج صبر کنند. اطلاعات و دانش کاملی هم در مورد مسائل جنسى دارند که یا در خانه مطرح شده یا در مدرسه در موردش صحبت شده. آنها اگر سوالى داشته باشند چندین منبع اطلاعاتی درست در اختیارشان است. اینجا از خاله خانم خبرى نیست.

3 نظر برای “انگشت

  1. یک خواهش از سر کنجکاوی : می شود لطفاً چند تا از مواردی را که خاله خانم منع می کرد را نام ببرید (نام فارسی یا انگلیسی اش را هم بگویید کافی است ) .

    لایک

  2. به نظر من داشتن رابطه قبل از ازدواج متضمن رابطه خوب بعد از اون نیست. خب گیریم که رابطه قبل از ازدواج داشتیم و به ازدواج نرسید، وارد رابطه و رابطه های بعدی میشیم و بعد از اون بر فرض مثال با نفر دوم، یا سوم ازدواج می کنیم، یه سوال برای من مطرح میشه: اینکه بخواهیم این حق رو به طرف مقابل هم بدیم، حسمون چه خواهد بود اگر بدونیم همسر فعلی مون هم قبل از ازدواج بارها این رابطه رو با آدمای دیگه تجربه کرده؟ یا حس خودمون چه خواهد بود؟ آیا قیاس نخواهیم کرد رابطه رو با آدم یا آدمای قبلی؟
    من مخالف رابطه قبل ازدواج نیستم ، خودم هم قبل از ازدواج با همسرم رابطه داشتم ولی الان که سالها می گذره به این نتیجه رسیدم که رابطه کامل_ جنسی باید بعد از ازدواج باشه. تجربه ام بهم ثابت کرده که رابطه جنسی قبل از ازدواج کمکی به رابطه مون نمی کنه…
    حتی گاهی فکر می کنم ده پانزده سال پیش که هنوز در خیلی از خانواده ها نمیشد اعلام کرد که کسی دوست پسر داره، چند نفر فقط به خاطر ارتباط جنسی در زمان دوستی ، مجبور شدن بله مجبور شدن با هم ازدواج کنن؟

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.