الفبای جنسی

«خودارضایی»

شامگاه

سنم کم هم نبود، با این که قبلا از لذتی که دیگران از خودارضایی می‌برند شنیده بودم اما هرگز خوشایندم نبود. سعی کرده بودم، یکی دو بار، اما نشده بود. من آدم احساسیی هستم. برای من داشتن رضایت جنسی مجموعه پیچیده‌ای بود از رابطه جنسی توام با عشق. یعنی تا علاقه‌ای در کار نبود رضایت جنسی هم خودش را نشان نمی‌داد. این موضوع همیشه باعث رنجم بود و در خودارضایی هم مانع اصلی محسوب می‌شد. من هیچوقت نمی‌توانستم برای گرمای آغوش و بوسه، در خودارضایی جانشینی پیدا کنم.

اما در شرایط عادی هم لزوم داشتن یک رابطه جنسی توام با عشق، مانع من بود. با هر مردی نمی‌توانستم رابطه داشته باشم. رسیدن به تفاهم و عشق هم ساده نبود. در نتیجه گاهی باید تا رسیدن آدم مورد نظرم تا مدت‌ها تنها می‌ماندم. اگر هم با کسی به رابطه عاشقانه می‌رسیدم، ترجیح می‌دادم در نهایت سازگاری با او بسازم و با ناسازگاری‌هایش کنار بیایم. این وضعیت اغلب به سواستفاده طرف مقابلم منجر می‌شد. از این شرایط راضی نبودم. بارها از خودم می‌پرسیدم در نیاز جنسی مردها چه کیفیتی هست که می‌توانند به محض نیاز خودارضایی کنند یا با زنی که حتی نمی‌شناسند هم بخوابند و من نمی توانم. سعی می‌کردم نگاهم را به سکس عوض کنم. نمی‌شد. نمی‌توانستم.

در مقطعی از زندگیم سرخورده از پیدا کردن آدم مناسب، برای مدتی تصمیم گرفتم تنها بمانم. فشار جنسی مرا به خودارضایی می‌راند. من قدیس نبودم. از خودم می‌پرسیدم کدام بهتر است؟ این که با بد و خوب کسی بسازم و تحمل کنم تا حریم جنسی داشته باشم؟ اینکه نگاهم را به مقوله جنسی عوض کنم و بتوانم روابط سرسری را هم تجربه کنم؟ یا این که به خودارضایی رو بیاورم؟ من خودارضایی را انتخاب کردم.

اوایل به ندرت و خیلی سخت به لذت می‌رسیدم. بعد از مدتی که قلقم دستم آمد توانستم ارضا شوم اما هر بار بعد از اتمام کار از سر شرم گریه می‌کردم. از شرایطم شاکی بودم. دلم می‌خواست با کسی باشم. حالم از خودم بهم می‌خورد. احساس پوچی داشتم. سال‌ها طول کشید تا بتوانم مثل یک آدم عادی از خودارضایی لذت ببرم و بدون ملامت کردنم به این کار ادامه بدهم. حالا دیگر گاهی حتی حرص می‌خوردم که چرا وقت خودارضایی زود به رضایت می‌رسم. من از قید رها شده بودم و کیفیت لذت به قدری بی‌نظیر بود که بودن در آن حال و هوا را دوست داشتم.

سایر نقاط دنیا را نمی‌دانم، اما در جامعه ایرانی گفتگو در این مورد به شدت قدغن شده، این وضعیت در مورد دختران شدیدتر است.  یکبار داشتم در اینترنت صحنه‌های سانسور شده سریالی را نگاه می‌کردم که زمانی از یکی از شبکه‌های سراسری داخل ایران پخش شده بود. در صحنه‌ای پدر در کشوی میز کنار تخت دختر تازه درگذشته‌اش، یک آلت مصنوعی جنسی پیدا کرد، و در نهایت حیرت من آن را بوسید. با خودم فکر کردم اگر پدر و مادری در یک خانواده معمولی ایرانی، در کشوی میز دخترشان چنین چیزی پیدا می‌کردند چه برخوردی داشتند.

Advertisements

2 نظر برای “الفبای جنسی

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.